تره خریدم قاتق نانم بشه قاتل جانم شد:
در هوای اینکه فایده ای ببرم دچار ضرر هم شدم.
تره هم بار کسی نکردن:
به علت اینکه آدم نا لایقی است اعتنایی به او نمی کنند.
تسمه از گرده کسی کشیدن:
به سختی تنبیه کردن،سرکوبی و بجای خود نشاندن
تعارف آمد و نیامد دارد:
فقط از روی ظاهر و تعارف زبانی،پذیرفتن تعارف ممکن است
صورت جدی به خود بگیرد.
تعارف شاه عبدالعظیمی:
دعوت و محبت خشک و خالی،به کسی که سر پا ایستاده و
عازم رفتن است به اصرار تعارف کردن.
تعارف کم کن و بر مبلغ افزای:
با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود،به جای زبان
و چاپلوسی حق و حقوقم را درست بده.
تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه لیسان :
اشخاص بیکاره منتظرند حادثه ای رخ دهد و آنها لفت و لیس بکنند.
تف سر بالا بر میگرده به ریش صاحبش:
عمل نادرست و زشتی که زیان آن به خود شخص نصیب میشود ،
توهین به خودی نتیجه اش بی احترامی به خود است.
تکه بزرگش گوشش است:
تهدید وسفت و سخت کردن، اگر گیرش بیاورم قیمه قیمه و ریز ریزش می کنم.
تنبان مرد که دوتا شد فکر زن نو میافتد:
پول که زیاد شد خانه تنگ میشود ،هر کسی با داشتن امکانات بهتر دست به کار تازه ای میزند.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )