در قلمرو انديشه
سالروز فوت منتسکیو و به این مناسبت نگاهی به اندیشه های او ـ سرمایه دار آزمند و تهیدست آسمان جل کنترل شدنی نیستند!
Montesquieu
منتسکیو Montesquieu نويسنده، فيلسوف و حقوق شناس نامدار، مردي كه قوانين اساسي كشورها عموما بر پايه انديشه هاي او تدوين شده است، دهم فوریه 1755 در 66 سالگي درگذشت. او 18 ژانويه سال 1689 در پاريس به دنيا آمده بود و در رشته تاريخ و مقدمات علوم و فلسفه تحصيل كرده بود. نظرات منتسكيو وسيعا در قانون اساسي ايالات متحده امريكا بكار گرفته شده است. افكار منتسكيو در ايجاد انقلاب فرانسه سهم فراوان داشته است.
در زمينه اجتماعي، منتسكيو عقيده داشت كه سرمایه داران آزمند و همچنین تهی دستان (مردم آسمان جل) قابل كنترل نيستند ـ هر دسته به طریقی؛ ثروتمند می کوشد با عبور از نظامات ثروتمندتر و دارای قدرت بیشتری شود و تهیدست با شورش و طغیان و حتی تخریب ثروت و قدرت را از ثروتمند و توانگر بگیرد.
وی از سرمایه داران به عنوان آنانکه که جز انباشتن ثروت اندیشه و انگیزه دیگر ندارند نام برده است.
منتسکیو راه حل را وضع مالیات تصاعدی و نیز وضع ضابطه ضد اجحاف و استثمار دانسته و گفته است که برای پیشگیری از طغیان تهیدستان، باید از تمرکز ثروت در دست عده اي معدود جلوگیری شود و ثروت وسیله و دلیل مداخله در وظایف دولت قرار نگیرد.
باید ضوابطی به اجرا گذارده شود که کسب ثروت عادلانه باشد و همچنین با اتخاذ تدابیر ازجمله توزیع عادلانه درآمد به وجود تنگدست و بينوا در جامعه پایان داده شود. با این بیان، مونتسکیو خواستار فقرزدايي و تعيين سقف ثروت و کنترل آزمندی افراد است تا جامعه مصون از ایجاد عقده روانی، نارضایی ها، قانون شکنی ها و عصیان باشد و بیم و نگرانی وجود نداشته باشد. تفسیر این نظریه این است که طغیان و انقلاب عمدتا به خاطر رسیدن به تامین عدالت اجتماعی ـ اقتصادی و رفاه است تا به دست آوردن برخی آزادی ها. منتسکیو برقرارکردن این تعادل [تعادل در توزیع ثروت] را از وظایف و تکالیف دولت ها دانسته که ارزیابی میزان شایستگی هردولت برحسب درصد تحقق و تامین این تعادل است.
مهمترين تاليف منتسكيو «روح القوانين» است كه الگوي قوانين اساسي كشورها قرارگرفته و درباره حقوق غير قابل نقض مردم و حفظ این حقوق از تعرض است [وظیفه دولت]، و اينكه يك دولت چگونه بايد حكومت كند و حدود اختيارات آن. تاكيد بر تفكيك كامل قواي حكومتي (مقننه، قضائيه و اجرائيه) بخشي از فلسفه سياسي منتسكيو است تا موازنه قدرت (چک و بالانس) در جامعه حفظ و حقوق مردم از هرگونه گزند مصون و محفوط بماند.
منتسكيو در «روح القوانين (الگوي قوانين اساسي)» كه نخستين چاپ آن در 1748 انتشار یافت نوشته است: تكاليف و اختيارات قواي سه گانه حكومتي بايد طوري تنظيم شده باشد كه هريك از اين سه قوه بتواند تجاوز قوه ديگر را از اختياراتش مانع شود. به عبارت ديگر هر قوه اهرم كنترل دو قوه ديگر باشد تا ازحدود اختياراتشان تجاوز نكنند.
منتسكيو قانون نويسي را كاري بس مهم و حساس مي داند و توصيه مي كند كه يك قانون بايد طوري نوشته شود كه مغایر فرهنگ جامعه نبوده، مسائل جامعه را كاهش و كيفيت زندگي را بالا ببرد و ايجاد تبعيض نكند و جامعيت داشته باشد. بنابراين؛ قانون بايد با رعايت همه جوانب و ملاحظات تدوين، بررسي و سپس با توجه به نظرات واصله تصويب و با دقت تمام به اجرا گذاشته شود.
قانونی که تحت فشار و یا برای تامین منافع یک دسته و گروه تصویب شود مردود است زیرا اجرای آن مآلا نظم جامعه را برهم خواهد زد.
به نظر منتسكيو، حكومت ها سه دسته اند؛ سلطنتي، جمهوري، و اتوكراتيك كه در نوع سوم؛ ستمگري، زورگويي و اجحاف حد و حصر ندارد. منتسكيو معتقد است كه اوضاع و شرايط موجود در هر جامعه كه حاصل رويداد ها و تحولات در طول زمان است نوع و وضعيت حكومت آن جامعه را تعيين مي كند، به عبارت ديگر؛ تاريخ ملي عامل تعيين كننده نظام حكومتي است. منتسكيو زنان را ــ البته زنان قرن 18 را ــ از نظر اشتغال به كارهاي سياسي برابر مردان نمي بيند!.
منتسكيو در كتاب «نامه هاي ايراني» اوضاع پاريس و روش زندگاني آن زمان را از قول يك مسافر خيالي ايراني؛ به باد انتقاد گرفته و مسخره كرده بود. لبه تيز انتقاد او مخصوصا متوجه زندگاني لوكس و تشريفاتي اشراف و وضعيت كليسا بود. منتسكيو نتیجه مطالعه و بررسي جزئيات تاريخ روم را در كتاب «طلوع و غروب امپراتوري روم» منعكس ساخته تا درس عبرت براي امپراتوران و اصحاب قدرت باشد.
××× انديشمندان متاخر بر سه قوه حکومتي (مورد اشاره منتسکيو) يك قوه چهارم افزوده اند كه ژورناليسم و كل رسانه هاي گروهي (نشريات، كتاب، راديو ــ تلويزيون، فيلم، عكس و وسائل تبليغ و ترويج و از سال 1995؛ آنلاين ها) هستند كه بايد مستقل از هريك از سه قوه ديگر باشند تا بتوانند به وظايف خود عمل كنند.
در دنياي تاريخنگاري
سالمرگ استاد عباس اقبال مورخ و محقق وطن
Historian Abbas Eghbal
بيست و يكم بهمن ماه سالروز وفات مورخ و محقق نامدار وطن، عباس اقبال آشتياني است كه در سال 1334 در شهر رم ديده ازجهان فروبست. وي در عين حال ناشر مجله «يادگار» بود.
بنابراين؛ مي توان اورا در شمار روزنامه نگاران كشور نيز رقم زد. عباس اقبال كه فارغ التحصيل سوربن فرانسه بود سالها در دانشگاه تهران و ساير مدارس عالي كشور تدريس كرده بود. «تاريخ مغول» را مهمترين تاليف او دانسته اند. مجموعه جالبي از مكاتبات عهد سلجوقيان تدوين كرده است. درباره صفويه «مجمع التواريخ» را منتشر ساخته است.
تاليفات استاد اقبال آشتياني بسيارند ازجمله سرگذشت امير كبير، جنگهاي ايران و انگلستان، تاريخ طبرستان، تاريخ بحرين و جزاير خليج فارس، درباره تاريخ كرمان. سالي نبود كه استاد اقبال يكي ــ دو كتاب منتشر نكند. تاريخ سه جلدي ايران، تاريخ سه جلدي جهان (عمومي) و كليات تاريخ تمدن از جمله كتب درسي هستند كه وي تاليف كرده است.
ترجمه هاي متعدد از زبان فرانسه از استاد اقبال آشتياني باقي مانده است ازجمله ترجمه يادداشتهاي ژنرال تره زل، ماموريت ژنرال گاردان (افسر فرانسوی اعزامی ناپلئون به ایران)، خاطرات دكتر فوريه پزشك ناصرالدين شاه از سه سال اقامت در دربار ايران.
...