
02-16-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حرف( ج )
جوانی است و هزار چم و خم:
جوان گاه به فکر ظاهر و ریخت خود می باشد و گاه به کارهای
غیر معقول دست میزند.
جوانی کجایی که یادت بخیر:
دراین دوران پیری و افتادگی کو آن حال و احوال و شر و شور ،خوش آن روزگار جوانی.
جوجه را هم در عزا سر میبرند هم در عروسی:
از وجود اشخاص کار آمد در همه جا استفاده می شود، کار و زحمت همیشه به عهده
افراد زحمتکش و سر به زیر است.
جورش را نمی توان کشید:
از عهده درد سر ها و مخارجش نمی توان برآمد .
جوش نزن شیرت خشک میشه:
به شوخی، بر سر یک چنین مسئله بی اهمیتی این طور عصبانی نشو.
جو فروش گندم نما:
آدم به ظاهر صالح و آراسته و در باطن فاسد و زشتتکار ، آدم دورو.
جون به عزرائیل نمیده:
آنقدر خسیس است که اگر بتواند به عزرائیل هم جان نخواهد داد.
جهاندیده بسیار گوید دروغ:
سخن کسی که از سفر برمیگردد برای شنونده گان عجیب و اغراق آمیز می آید
وشایدبه همین جهت چنین مثالی گفته شده.
جهنم هم به این گرمی نیست :
دروغی بگو که به عقل بگنجد،این طور هم که ادعا میکنی نیست.
جهود بازی در آوردن:
مظلوم نمایی وننه من غیبم در آوردن ،جار و جنجال به راه انداختن.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|