
02-16-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حرف (چ )
چشم ودلش میدود:
کسی که از چیزی سیر نمی شود و حریص است،به آدمهای
دله اعم از کوچک یا بزرگ گفته میشود.
چشم ودل سیراست:
به هیچ چیز اعتنایی ندارد،اختیار نفس خودرا دارد.
چشم وگوش بسته:
از هیچ جا وهیچ چیز با خبر نبودن،چیزی نیاموخته و
بی تجربه.
چشم و هم چشمی کردن:
رقابت کردن با دیگران،هم طرازی نمودن با اطرافیان.
چشمها یش آلبالو گیلاس می چیند:
اشخاص و اشیاء را درست تشخیص نمی دهد.
چشمهایش سگ دارد:
اندام و رفتارش بیننده را جذب میکند ،آدم شیفته او میشود.
چشمه خورشید به گل پوشیدن:
حقیقت واضح وآشکاری را با دروغ منکر شدن،پا روی حق گذاشتن.
چغندر گوشت نشود و دشمن دوست:
به دوستی دشمن نباید اعتباری داشت،ماهیت هیچ چیز تغیر نمی کند.
چکش خورش خوب است:
برای گرفتن تعلیم آمادگی دارد،اصلاح پذیر است.
چم اندر قیچی بودن:
ونیز چمن در قیچی ،چپ اندر قیچی ) بی قاعده و نامنظم بودن،بی نظم و ترتیب بودن.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|