
02-16-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حرف (چ )
چنار در خانه اش را نمیبیند:
آدم پر افاده و متکبری است،
از غرور زیاد متوجه اطراف خود نیست.
چنته اش خالی شد:
دیگر حرفی برای گفتن ندارد،چیزی برایش نمانده.
چندان سمن هست که یاسمن پیدانیست:
به علت گرفتاری در امور مهمتر به این مسائل کوچک کاری ندارم.
چند کلمه از مادر عروس بشنو:
به شوخی،حرفهایی می زنی که هیچ ارتباطی به اینجا وحالا نداشت.
چوب به مرده زدن:
ازپاافتادهای راستم رسانیدن،شکسته دلی را آزردن.
چوب در آستین کسی کردن:
کسی را به سختی تنبیه کردن،رسوای کوی وبرزن کردن.
چوب در سوراخ زنبور کرده اند:
به طور ناگهانی سر و کله انبوهی از مردم پیدا شدةیکمرتبه همه مردم خبر دار شدن.
چوب دو سر طلااست:
در پیش هر دو طرف بی آبرو و منفور است،
همانند: از اینجا رانده ،از آنجا مانده.
چوب صندل بو ندارد هیزم است:
ارزش هر کسی به چگونگی عمال و گفتار اوست،آدمی را آدمیت لازم است.
چوبکاری کردن:
در مقابل عمل نابجایی کسی اوراباکنایه سرزنش کردن.
چوب کسی را خوردن:
به خاطر کار شخصی دیگری زیان دیدن.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|