
03-17-2010
|
 |
ناظر و مدیر ادبیات  
|
|
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432
2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
يا رب اين عيد همايون چه مبارک عيد است
يا رب اين عيد همايون چه مبارک عيد است
يا رب اين عيد هميون چه مبارک عيد است
که بدين واسطه دل دست بتان بوسيدهست
گرنه آن ترک سپاهي سر غوغا دارد
پس چرا از گرهي زلف زره پوشيدهست
شاخي از سرو خرامندهي او شمشادست
عکسي از عارض رخشندهي او خورشيدست
نگه سير بر آن روي نکو نتوان کرد
بس که از خوي بدش چشم دلم ترسيدهست
دوش در بزم صفا تنگ دهان تو چه گفت
که از آن خاطر هر تنگدلي رنجيدهست
مطرب از گوشهي چشمت چه نوايي سر کرد
که به هر گوشه بسي کشته به خون غلطيدهست
تنگ شد در شکرستان دل طوطي گويا
دهن تنگ تو بر تنگ شکر خنديدهست
دل يک سلسله ديوانه به خود ميپيچد
تا که بر گردنت آن مار سيه پيچيدهست
حلقهي زلف تو را دست صبا نگرفته است
ذکر سوداي تو را گوش کسي نشنيدهست
با وجود تو نمانده است اميدي ما را
که رخ خوب تو ديباچهي هر اميدست
عيد فرخندهي عشاق به تحقيق تويي
که سحرگه نظرت منظر سلطان ديدهست
انبساط دل آفاق ملک ناصر دين
که بساط فلک از بهر نشاطش چيدهست
آن که از بخت جوان تا به سر تخت نشست
خاک پايش ز شرف تاج سر جمشيدست
تيغ او روز وغا گردن خصم افکندهست
دست او گاه سخا مخزن زر پاشيدهست
آفتاب فلک جود فروغي شاه است
که فروغش به همه روي زمني تابيدهست

فروغي
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|