تو که بارون و ندیدی
گل ابرا رو نچیدی
گله از خیسی جاده های غربت میکنی
تو که خوابی تو که بیدار
تو که مستی تو که هشیار
لحظه های شب و
با ستاره قسمت میکنی
منو بشناس که همیشه
نقش غصه ام روی شیشه
منه خشکیده درخته
توی بطن باغ و بیشه
جاده های بی صفا رو
ساده کن که بی بها رو
تو ندیدی به پشیزی
نگرفتی دل ما رو
....
" سیاوش قمیشی "