سکوتی ساکت و سنگین نگاهی خسته و خاموش
چراغی سرد و بی رونق کتابی بسته و خاموش
غروبی تلخ و رنج آور طلوعی بی حضوری گرم
سری سنگین بر این دیوار دلی دلبسته و خاموش
خدایا زود می آید؟ دعای هر شبم اینجاست
جوابی که نمی آید از این در بسته خاموش
وسنگین می شود پلکم و مهمانم کمی خواب است
امید امشبم این است نباشی خسته و خاموش.