نمایش پست تنها
  #7  
قدیمی 04-15-2010
آريانا آواتار ها
آريانا آريانا آنلاین نیست.
کاربر بسیار فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,863
سپاسها: : 1,245

743 سپاس در 365 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


عطار نیشابوری از الهی نامه

حکایت بایزید با آن مرد سائل که او را در خواب دید


شبی در خواب دید آن مرد بیدار
که ناگه بایزید آمد پدیدار

بدو گفتا که ای شیخ زمانه
چه گفتی با خداوند یگانه ؟

چنین گفت او که امر آمد ز درگاه
که ای سالک چه آوردیم از راه ؟

بحق گفتم که آوردم گناهت
ولی شرکت نیاوردم ز راهت

بدنیا خورده بودم شربتی شیر
شبم درد شکم آمد گلوگیر

چو آن شب درد را آهنگ جان خاست
بدل گفتم چو خوردم شیر ازان خاست

حقم گفتا که می‌گوئی که از راه
ترا شرکی نیاوردم بدرگاه ؟!!

بدین زودی فراموشت شد ای پیر !!
که آوردی نو شرک آخر دران شیر !!

چو تو از شرک درد از شیر دیدی ؟!!
خطی در دفتر وحدت کشیدی

مکن دعوی وحدت آشکاره
که تو از شرک هستی شیرخواره

کجا بوید گل توحید جانت
که بوی شرک آید از دهانت

تو وقتی در حقیقت بالغ آئی
که پاک از شیر خوردن فارغ آئی


__________________
There's a fire starting in my heart
Reaching a fever pitch and
It's bringing me out the dark
Finally I can see you crystal clear
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید