نمایش پست تنها
  #936  
قدیمی 04-19-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض




بگذار بگریم، بگذار بگریم



حالم خوش نیست مدتی است عذابی درونم است
این عذاب وجود من است
چرا اینگونه ام؟...... چرا اینگونه ام؟
از خود دلگیرم..... از همه چیز خود دلگیرم
حوصله خود ندارم ولی باز نمی دانم........
من.......من که حوصله خود ندارم ..... اینگونه عذاب می بینم
عذاب می بینم از خود
پیش نمی رود ثانیه هایم آن گونه که می خواهم
از دستِ خود عصبی ام از خودِ خود
مدتی است از دستِ خود می گریم
می گریم زیرا......
آنطور که می خواهم ثانیه هایم را نمی گذرانم..........
افکاری است مشوش در ذهن من
رنج و آزار من ، این افکار من
افکاری که خود ندانم به کیست مربوط؟
دیوانگی را حس می کنم!!
حس می کنم دیووانه شدم
می روم، می روم می خواهم آرامش پیدا کنم
می روم تا گذر عمرم شود طبق میلم
من جوانم بگذار جوانی کنم
گاهی اوقات دارم آرزوی مرگ خود
خالـــقم مرگ مرا.....!
خالــــــقم ببخش مرا....!
می روم، آرامش ، داروی من است ...
خدای من گر بدم ، تو بمان کنارم
خدای من گر غمم، تو بمان کنارم
خدای من، دلگیرم از خود
یاری ام ده...... یاری ام ده....
چه کنم.... گر نخواهی مرا.... می میرم
پناهم ده....... پناهم ده
حالم خوش نیست، دگرگون کن حال مرا.....

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید