نمایش پست تنها
  #9  
قدیمی 07-28-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

بهار



گنبد مشكین شده است چرخ ز بوی بهار

غالیه پیوند گشت باد ز رخسار یار



دی به تمنای دوست خیمه به باغی زدم

تا به كف آرم گلیث از رخ او یادگار



از دل سوزگی فاخته آمد به من

داد مرا از شربت انده گسار



گفت به احوال خویش سخت فرو مانده ای

گفتم تدبیر؟ گفت سست نبودن یه كار



پیش شكوفه شدم، ریختن آغاز كرد

گفتم این چیست؟ گفت: قاعده روزگار



یاسمن اندر عرق راند بر آهنگ او

گفتم مشتاب! گفت: قافله بربست بار



نر گس چو چشم دوست غمزه بر من بر گماشت

گفتم زنهار! شرط بود زینهار



گل ز سر طنز گفت: چیست به دامن تو را؟

گفتم زر است. گفت: نیست بدین اختصار



بلعجب آمد به چشم شكل بنفشه مرا

گفتم این چیست؟ گفت: حلقه زلف نگار



گرد رخ شنبلید داشت نسیم از بهشت

گفتم مشك است؟ گفت: خاك در شهریار

عماد شهریاری
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید