
09-18-2010
|
 |
کاربر فعال  
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 7,323
سپاسها: : 9
155 سپاس در 150 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
عمر دختر و كتاني هايش
دخترك كولهپشتياش را به دوشش انداخت و از در دانشگاه بيرون آمد. با مهشيد خداحافظي كرد، موهايش را كه از مقنعه بيرون آمده بود مرتب كرد، از خيابان رد شد. روي سنگفرش پيادهرو راه ميرفت و موزائيكها را ميشمرد. اينطوري ميتوانست در حين راه رفتن كتانيهايش را ببيند. چقدر طول كشيده بود تا پولهايش را جمع كند و كتانيهايي را كه به قول خودش All Star بود بخرد. حالا كه به كفشهايش نگاه ميكرد ميديد چقدر دوستشان دارد...
سلام! چرا وقتي راه ميري به كفشهات نگاه ميكني؟
دخترك رويش را كه برگرداند پسري هم سن و سال خودش ديد. همقدم با دخترك راه ميآمد و در حاليكه دستهايش توي جيبش بود سعي ميكرد از دخترك عقب نماند. دخترك بي توجه به او راه ميرفت. پسرك ادامه داد: اسم من سُهرابه... دانشجوي معماريام... ميتونم بپرسم اسمت چيه؟... دخترك قدمهايش را تندتر كرد. سهراب منتظر جواب بود. دخترك اما فقط به زمين نگاه ميكرد و تند تند راه ميرفت. چند متري جلوتر سهراب قدمهايش را آرام كرد. آرام و آرامتر و آرامتر و بالاخره ايستاد و رفتن دخترك را نگاه كرد. ابروهايش را بالا انداخت و برگشت. دخترك هنوز هم به زمين، به كفشهايش نگاه ميكرد و راه ميرفت... به ياد كلاسي افتاد كه دير رسيده بود و استاد راهش نداده بود. چقدر از استاد دلخور بود؛ به خاطر سه دقيقه تاخير از سه ساعت كلاس محروم شده بود. ليلي يا مجنون؟ كدامشان عاشقتر بودند؟ اين سوالي بود كه سر كلاس ادبيات استاد پرسيده بود.
استاد من از هر دوشون عاشقترم ( اين حسام هم يه طوريش ميشهها)
استاد عشق كيلو چنده؟ كي تو اين دوره زمونه وقت عاشقي داره ( چقدر سطحي نگاه ميكنه شيوا )
استاد اين ليلي رو كه بايد گرفت خفه كرد اينقدر مجنون رو اذيت كرد ( معلوم نيست ليلي بالاخره ميخواد جواب خواستگاري اين مجيد بيچاره رو بده يا نه؟! )
عشق ديگه از مد افتاده، حالا ديگه GF مد شده بايد...(...)
راستي عشق يعني چي؟ كي عاشقه؟ ليلي يا مجنون؟ الانم ميشه عاشق شد؟ دخترك سخت عاشق فكر كردن به عشق شده بود كه ... ببخشيد، يه دفعه مردي با عجله از كنارش رد شد؛ به شونه دخترك زد و او را از افكارش بيرون كشيد و پاره كردن افكار دخترك را به يك ببخشيد تمام كرد.
راستي سهراب كو؟ دانشجوي دانشگاه ما بود؟ از كجا فهميد من به كفشهايم ...
گلفروشي ، بايد براي پدرش گل مي خريد . گل رز شاخه اي 700 تومان ، ليليوم 1500 تومان ، نرگس... ، مريم .... كوكب.... راستي چرا اسم گلها را روي مردها نمي گذارند ؟!؟ سه شاخه گل رز بدون هيچ تزييني .
آقا لطفا تيغ هايش را بزنيد . دفعه پيش تيغ ها دست پدرش را زخم كرده بودند .
راستي چرا پدر نمي تواند ببيند ؟
چرا مادر اينقدر مهربان است ؟
برادرم كي سربازيش تمام ميشود ؟
راستي دخترك چقدر دلش براي خدا تنگ شده بود .
آه چقدر ذهن شلوغي دارد دخترك... دخترك همچنان پايين را نگاه مي كرد و قدم هايش را مي شمرد. از روي سايه ها مي پريد و قدم هايش را كوتاه و بلند مي كرد. كتاني هاي All Star از نو بودن مي افتاد و خاكي مي شد. مثل روزهاي عمر دخترك كه نمي دانست چه زود مي گذرد...
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|