برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود
مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست
نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله هامیزنم ولی باز نمی توانم
و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم
مینویسم تا شاید ......
__________________
تازه تر کن داغ ما را، طاقت دوری نمانده
شِکوه سر کن، در تن ما تاب مهجوری نمانده
پر گشاید شور و شیون از جگرها ای دریغ !
دل به زخمی شعله ور شد، جان به عشقی مبتلا
بر نتابد سینه ما داغ چندین ماجرا
تازه شد به هوای تو دل تنگ ما ای وای !
|