نمایش پست تنها
  #158  
قدیمی 12-19-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض




درد درخشان

جبران خليل جبران نوشته ای با عنوان «صدف » دارد :

صدفی به صدف همسايه اش گفت : « در درونم درد طاقت فرسايی حس می کنم ، دردی سنگين و مدور که سخت مرا به عذاب انداخته است » .
همسايه اش با لحنی نخوت آميز گفت : « سپاس خداوند آسمانها و درياها را که من هيچ دردی در درون ندارم و بحمدالله از درون و بيرون سالم و سر خوشم » .
خرچنگ دريايی که از آنجا می گذشت صحبت دو صدف را شنيد . نزديک شد و به آن يکی که از درون و بيرون سالم و سرخوش بود گفت : « آری تو سالم و سرخوشی و هيچ دردی نداری ولی بــــــــــدان اين درد که همسايه ات می کشد مرواريدی است درشت و درخشان که زيبائيش را حد و پايانی نيست » .

افاضات : با ید فقط به کسانی گوش کنیم که اهل درد ، دانستن و آگاهی هستند . شادي خواری و طرب زائی بيدردان همه برای ما رنج و عذاب است چرا که می دانیم همه از سر ناآگاهی و بيدرديست . دوای ما نزد اهل درد است که به ما آگاهی و دانستن هديه می کنند . مولانا در اين باره چنين گويد :

آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد
شد رخ من ، سکه زر ، تا که به ميزان برسم

رحمت حق آب بود ، جز که به پستی نرود
خاکی و مرحوم شدم ، تا بر رحمان برسم

هيچ طبيبی ندهد بی مرضی حـــب و دوا

من همگی درد شوم تا که به درمــان برسم

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید