
12-19-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
انجيل لوقا فصل :7 آيه50-36
زن بدکاره
يکی از فريسيان ، عيسی را برای صرف غذا دعوت کرد . او به خانة آن فريسی رفت و بر سر سفره نشست .
در آن شهر زنی زندگی می کرد که رفتارش بر خلاف اخلاق بود . چون او شنيد که عيسی در خانة آن فريسی غذا می خورد در گلابدانی سنگی ، روغنی معطر آورد . پشت سر عيسی و کنار پاهای او قرار گرفت و گريه می کرد . چون اشکهايش پاهای عيسی را تر کرد ، آنها را با گيسوان خود خشک نمود و پاهای عيسی را می بوسيد و به آنها روغن می ماليد .
وقتی ميزبان يعنی آن فريسی اين را ديد پيش خود گفت : « اگر اين مرد واقعا پيامبر بود می دانست اين زنی که او را لمس می کند کيست و چطور زنی است ، او يک زن بدکاره است » .
عيسی به فريسی گفت : « شمعون مطلبی دارم ، برايت بگويم ؟ » گفت : « بفرما استاد » فرمود : « دو نفر از شخصی وام گرفته بودند . يکی به او پانصد سکة نقره بدهکار بود و ديگری پنجاه سکه نقره . چون هيچيک از آندو نفر چيزی نداشتند که به او بدهند طلبکار هر دو را بخشيد . حالا کداميک از آندو او را بيشتر دوست خواهند داشت ؟ » . شمعون پاسخ داد : « گمان می کنم آن کس که بيشتر به او بخشيده شد » . عيسی فرمود : « قضاوت تو درست است » . و سپس رو به آن زن کرد و به شمعون فرمود : « اين زن را می بينی ؟ من به خانه تو آمدم ولی تو برای پاهايم آب نياوردی ، اما اين زن پاهای مرا با اشک چشم شست و با گيسوان خود خشک کرد . تو هيچ مرا نبوسيدی ، اما اين زن از وقتی که من وارد شدم از بوسيدن پاهای من دست برنمی دارد . تو به سر من روغن نزدی و او به پاهای من روغن معطر ماليد . بنابر اين بدان که محبت فراوان او ، نشان می دهد که گناهان بسيارش آمرزيده شده است و کسی که کم بخشيد ه شده باشد کم محبت می نمايد » . بعد به آن زن فرمود : « گناهان تو بخشيده شده است » .
ساير مهمانان از يکديگر می پرسيدند : « اين کيست که حتی گناهان را می بخشد ؟ » . اما عيسی به آن زن فرمود : « ايمان تو ، ترا نجات داده است ؛ بسلامت برو » .
افاضات :
حتما پیش خود میگوئید:تمام زندگيم را میدهم تا جای آن زن بدکاره باشم . نه بخاطر آمرزشش بلکه بخاطر محبتی که به « پسر انسان » کرد و کلامی که از او بعنوان هديه دريافت کرد .
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|