نمایش پست تنها
  #274  
قدیمی 01-04-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


مرز دیوانگی وهوشیاری

رروزی جالینوس حکیم به دوستان خود گفت:
مرا نزد فلان پزشک ببریدتا فلان دوا را به من بدهد که موجب درمان من خواهد شد.
دوستان گفتند
تو خود حکیم هستی و بهتر از ما میدانی که فلان دوا برای درمان دیوانگی است.تو که دیوانه نیستی
.

جالینوس گفت:
امروز دیوانه ای به من نگاه کرد و مدتی به من چشمک زد وآستین مرا به نشانه دوستی آنجنان کشیدکه پاره شد.آنها علامت آن است که بین من و او اشتراکی پیدا شده و از این رو دریافتم که باید درمان شوم.



__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید