*ازآجیل سفره عید*
*چند پسته لال مانده است*
*آنها که لب گشودند؛خورده شدند*
*آنها که لال مانده اند ؛می شکنند *
*دندانساز راست می گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !*
------------------------------------------------
*من تعجب می کنم *
*چطور روز روشن *
*دو ئیدروژن*
*با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند*
*وآب ازآب تکان نمی خورد!*
----------------------------------------------------
*پزشکان اصطلاحاتی دارند *
*که ما نمی فهمیم*
*ما دردهایی داریم که آنها نمی فهمند*
*نفهمی بد دردی است*
*خوش به حال دامپزشکان!*
---------------------------------------------------
*بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد*
*شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد*
*پدر یک گاو خرید*
*و من بزرگ شدم*
*اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت*
*جز معلم عزیز ریاضی ام*
*که همیشه میگفت:
گوساله ، بتمرگ!*
--------------------------------------------------------
*شير مادر، بوي ادكلن ميداد*
*دست پدر، بوي عرق*
*(گفتم بچهام نميفهمم)
نان، بوي نفت ميداد*
*زندگي، بوي گند*
*(گفتم جوانم نميفهمم)
حالا كه بازنشسته شدهام*
*هر چيز، بوي هر چيز ميدهد، بدهد*
*فقط پارك، بوي گورستان*
*و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!*
----------------------------------------------------
*با اجازه محیط زیست*
*در دریا، دکل میکاریم*
*ماهیها به جهنم!*
*کندوها پر از قیر شدهاند*
*زنبورهای کارگر به عسلویه رفتهاند*
*تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند*
*چه سعادتی!*
*داریوش به پارس مینازید*
*ما به پارس جنوبی!*
---------------------------------------------------
*رخش،گاری کشی می کند*
*رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد*
*سهراب ،ته جوب به خود پیچید*
*گردآفرید،از خانه زده بیرون*
*ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد*
*وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!*
--------------------------------------------------------
*صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!*
__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
|