نمایش پست تنها
  #316  
قدیمی 01-07-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



پنهان نمی کنم بعضی اوقات (مثل حال) همه چیز برایم تاریک و بی معنی می شود. لحظات مانند وزنه‌ای مهیب بر دوشم سنگینی می کنند. احساس خلاء و تنهایی تمام وجودم را در بر می گیرد. در قعر این چاه ظلمانی، گاهی سرم را بالا می کنم. شاید کورسویی از نور، در بالا ببینم.
« من در این آبادی، پی چیزی می گشتم،

پی خوابی شاید.

پی نوری،

ریگی،

لبخندی.»

«سهراب سپهری»



__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید