
01-07-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
پنهان نمی کنم بعضی اوقات (مثل حال) همه چیز برایم تاریک و بی معنی می شود. لحظات مانند وزنهای مهیب بر دوشم سنگینی می کنند. احساس خلاء و تنهایی تمام وجودم را در بر می گیرد. در قعر این چاه ظلمانی، گاهی سرم را بالا می کنم. شاید کورسویی از نور، در بالا ببینم.
« من در این آبادی، پی چیزی می گشتم،
پی خوابی شاید.
پی نوری،
ریگی،
لبخندی.»
«سهراب سپهری»
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|