
01-10-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
یخش نگرفت
داستان:
عبارت مثلی بالا کنایه از بدشانسی و بداقبالی است، یعنی بخت یاری نکرد که موفق شود و تصادفات روزگار مانع از آن شد که به مقصود نایل آید.
هر سال که سرما و یخبندان حسابی میشد کار و بار صاحب یخچالها سکه بود، زیرا یخش میگرفت و از فروختن این یخ سود سرشاری عایدش میگردید و لیکن گاهی هم اتفاق میافتاد که در زمستان هوا به شدت سرد و یخبندان نمیشد و به اصطلاح یخش نمیگرفت.
بدیهی است در چنین سالها علاوه بر آنکه مردم گرفتار بی یخی میشدند صاحبان یخچالها هم که به امید و انتظار سرما و یخبندان نشسته بودند یک سال بیکار میماندند و از بهره برداری از مستغل خود که همان یخچال بود محروم میگشتند و غالبا متحمل خسارت و احیانا ورشکستگی میشدند.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|