غم وغربت به هم آغشته ای دوست
دلم تنگ امامم گشته ای دوست
به قدری غم گرفته دل كه گویی
زمان كوفیان برگشته ای دوست
*
بیا ای گل نظر بر خار وخس كن
اگر نه لااقل خلع نفس كن
مرا زندانی هجران نمودی
بیا بیرون مرا ازاین قفس كن
*
چوخواهان ملاقات توگشتم
مزاحم بهر اوقات تو گشتم
ببخشید ای عزیزم عذر خواهم
كه من جویای نیات توگشتم
|