
01-26-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
تفاوت مردم و روشنفکران
يکی از مهمترين مکاتبی که در جامعه شناسی معاصر مطرح شده مکتب روش شناسی مردمنگارانه (Ethnomethodology) است .گارفينگل بعنوان کسی که مبدع لغت اتنومتدولوژی است هدف از اين مکتب را توصيف و تحقيق روشهايی می داند که مردم در حيات اجتماعی خودشان بکار می برند .
مکتب روش شناسی مردمنگارانه اصولا با تعاريف کلی وعام مکاتب سنتی جامعه شناسی مخالفت تام دارد ، بنظر اين مکتب و ظيفه جامعه شناسی بررسی فعاليتهای روزمره اعضای جامعه و تجزيه و تحليل آنهاست . هدف اصلی همانا دستيابی به معنای دنيای واقعی افراد است و تکيه اصلی بر اينست که چگونه افراد در عمل ، روابط معناداری با يکديگر برقرار می کنند و به اين ارتباط شکل می دهند .
يکی از ره يافتهای روش شناسی مردمنگارانه در باره تفاوت انسان معمولی و روشنفکر است که اين تفاوت را در سه ويژگی بيان می کند :
1. درگير و خودمانی بودن با موضوعات : انسانهای معمولی (مردم ) با موضوعات مختلف در گير نيستند و بعبارتی خود را از دغدغه های پردردسر انديشه و عمل در باره موضوعات گوناگون کنار کشيده و به ظواهری از امور و شعارها و بودن در سطح قناعت می کنند ، همچنين نوعی بيگانگی با موضوعات بيرونی در آنها وجود دارد در حاليکه روشنفکران در گير و خودمانی با موضوعات هستند . روشنفکر با حلاجی عقلانی و منطقی موضوعات و آشنا شدن با پديده های اجتماعی و شناخت موانع و راه حل ها با موضوعات درگير شده و دائما در صدد توصيف و تبيين امور است و باصطلاح با موضوعات خودمانی می شود که اين خود باعث نوعی بينش و آگاهی و نيازمندی به عمل در او می گردد ولی انسان معمولی ابدا در اين حد و حدود ظاهر نمی گردد .
2. عنصر زمانی : انسان معمولی گمان می کند که موضوعات ، پديده ها وحوادث فقط در يک مقطع زمانی خاص جريان داشته و نظراتش را در يک محدوده زمانی خاص مشاهده می کند در حاليکه روشنفکر موضوعات را در مقاطع زمانی گذشته ، حال و آينده مورد ملاحظه قرار داده و در صدد کشف قوانين حاکم بر آنست تا بتواند به پيش بينی قابل قبولی دست يابد ، بعبارتی نظريات روشنفکر بی زمان است .
3. درونی يا بيرونی بودن : انسان معمولی زندگی اجتماعی را از درون مشاهده می کند و بر اين گمان است که حيات اجتماعی تا حدی تحت کنترل اوست در حاليکه روشنفکر زندگی اجتماعی را از خارج نظارت می کند و در صدد کشف روابط و ساختارهای بنيادينی است که بر حيات اجتماعی مسط بوده و آن را به جهات خاصی هدايت می کند .
افاضات : در هر جامعه ای ما با اين دو گروه از انسانها روبرو هستيم . افراد معدودی صاحب درد که رنجشان ناشی از فهم و درک موضوعات مربوط به حيات فردی و اجتماعی انسانهاست و افراد زيادی که فقط در فکر خودشان هستند و کاری به کار اين امورات ندارند . روشنفکر کسی است که بفکر انسان و حيات انسانی است و برای اين امر می انديشد ، چاره انديشی می کند و می سوزد و رنج می کشد .
ساحل افتاده گفت گر چه بسی زيستم
هيچ نه معلوم شد آه که من کــــيستم
موج ز خود رفته ای نيز خراميد و گــفت
هستم اگر می روم گر نروم نـــــيستم ...
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|