نمایش پست تنها
  #437  
قدیمی 01-26-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


در ميان ديوان حافظ اين غزل را بعنوان سلطان اشعار او باید شناخت :

زان يار دلنوازم شکريــست با شکايــــــت
گر نکته دان عشقی بشنو تو اين حکايت

بی مزد بود و منت ، هر خدمتی که کردم
يا رب مباد کس را ، مخــدوم بی عنايــت

رندان تشنه لب را ، آبی نمی دهد کس
گوئی ولی شناسان رفتند از اين ولايـت

در زلف چون کمندش ، ای دل مپيچ کانجا
سرها بريده بينی ، بی جـرم و بی جنايت

چشمت به غمزه ما را ، خون خورد و می پسندی
جانا روا نباشد ، خونـــــــريز را حمايـــــــــــــــــــــت

در اين شب سياهم ، گم گشت راه مقـصود
از گوشه ای برون آی ، ای کوکب هدايـــــــت

از هر طرف که رفتم ، جز وحشتم نيفزود
زينهار زين بيابان ، وين راه بی نهايـــــت

ای آفتاب خوبان ، می جوشد اندرونـــم
یکساعتم بگنجان ، در سايـــه عنايـــت

اين راه را نهايت ، صورت کجا تــوان بـست
کش صد هزار منزل ، بيش است در بدايت

هر چند بردی آبرويم ، روی از درت نتابـم
جور از حبيب خوشتر ، کز مدعی رعايـت

عشقت رسد بفرياد ، ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی ، در چارده روايــــــــــــت

حال و هوای حافظ پس از قرنها هنوز در جان و دل ما تازه می شود و اين خود از عجايب است . شرح های زيادی در مورد زندگی حافظ وشعرهايش خوانده ایم ولی هميشه خواندن متن شعرهايش برايمان جلوه ديگری دارد . هر وقت که حالی می آيد به سوی حافظ می رویم و او با ما نجوا می کند .
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید