نمایش پست تنها
  #1647  
قدیمی 01-28-2011
مجتب آواتار ها
مجتب مجتب آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: ساری
نوشته ها: 2,922
سپاسها: : 18

36 سپاس در 28 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط فرانک نمایش پست ها
آقا مهدی شما شاهدی
من خیلی کوتا اومدم این عروس جان هی سر به سرم میزاره
از دستش فشار خون گرفتم
شیطونه میگه .....
حالا یه چای سبز بده بخورم تا بعد تصمیم میگیرم
آخه الان عصبانیم ممکنه یه تصمیم ناجور بگیرمبعد پشیمون بشم
میگم خدا رحم کنه.
فرانک خانم شما خیلی عصبانی هستی. کاملا مشخصه. خون داره از پست شما میچکه.
گناه داره حالا. این بار کوتاه بیا. یا دست کم تو قهوه خونه درگیر نشو میان تختش میکنن.


آقا مهدی من یه کامیون ماسه با چهل پنجاه تا پاکت سیمان میخوام با سه هزارتا بلوک.
دستت درد نکنه.
منتظرم. جور کردی بگو تا کسی نیومد نخوردش سریع ببرم پای کار خالیش کنم

یه دو سه نفرم برا کار بگو بیان

__________________
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
.
.
.

پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید