نمایش پست تنها
  #477  
قدیمی 02-04-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


وجه تسمیه کوه های ایران

الف. عوامل تأثیر گذار در نامگذاری کوه های ایران را می توان به چند گروه بخش بندی کرد:


1- رنگ:
از رنگ هابیشترین بهره در نامگذاری کوه های ایران شده است. مردم شباهتی بین آن کوه و رنگی که کوه را با آن خوانده اند یافته اند؛ مثلا، برفی که روی کوه هاست و مدت زیادی روی آن می ماند، آن را سفید می کند. در ایران نزدیک به 70 کوه وجود دارد که نام آن ها سفید است و این به غیر از کوه هایی است ک پیشوند یا پسوند سفید دارند، مانند: سفیدخانی، سفید چشمه، یا کمرسفید، و سنگ سفید. از سوی دیگر نام تمام کوه ها به فارسی نیست. تعداد زیادی از کوه های ایران نام ترکی دارند، مانند: آق داغ، آق دربند و آق مزار، آق بلاغ، آق تپه، آق داش (سفید به ترکی «آق» گفته می شود) کوه ها را اگر اگر از زاویه پشت به نور ببینیم یا از سنگ هایی سیاه رنگ تشکیل شده باشد، سیاه به نظر آیند. 32 کوه به نام سیاه کوه در ایران وجود دارند و 68 کوه با پیشوند سیاه که مهمترین «سیاه ها» عبارت است از: ، سیاه گوک، ، سیاه تخت، سیاه پال ، سیاه کمان، سیاه خانی و سیاه بند. نام رنگ های دیگری چون زرد، سبز و سرخ(قرمز) نیز به بسیاری از کوه ها اطلاق می شود. نام زرد به دلیل رگه های آهکی زرد، نام قرمز به دلیل وجود خاک رس و نام سبز به دلیل پوشش گیاهی به کوه ها داده شده است.


2- عدد: گروه دوم پیوند عدد با نام های کوه هاست به ویژه عددهای چهار و چهل و هفت و هفتاد، مانند: چهار (چهار پالون)، هفت (هفت سران لار، هفت خوانی)، چهل (، چهل چشمه ،چهل تن، چهل نابالغان ، چهل دختر)، هفتاد (هفتاد قله)البته گاهی عددهای دیگری هم به کار می روند مانند سی سخت در بویر احمد و کهگیلویه .


3- جنس: وجود نمک ، گچ، نقره ، سنگ آهن، شیشه، ، ، سنگ سفید، سنگ سیاه، ، فیروزه و کانی های دیگر، کوه هایی به همان نام ها را پدید آورده است. در ایران کوه های بسیاری به نام نمک و گچ داریم. مانند گچ ِ جاوِر( گچ جابر) در نزدیکی بدره ی ایلام که مزار جابر بن عبدالله انصاری صحابی نامدار است و بنا به روایتی این آرامگاه جابرحیان پدر علم شیمی است . اما با این وجود به نام گچ جابر نامیده شده است .


4- گیاهان: برخی از کوه ها به دلیل داشتن میوه ای نامگذاری شده اند. مانند: دشت آلو، دره سیب، دره انجیر و بادامستان.


5- جانوران: از نام جانوران هم در اسم گذاری ها استفاده شده است، مانند: شیرکوه، گرگ، پلنگ کوه، خرسان، کرکس، خرگوشان، کفتارکوه، اُشتُران کوه، گاوچال، مارکوه.


6 - شخصیت های تاریخی و افسانه ای:
نامگذاری کوه های تخت سلیمان، بلقیس و کوه هایی که نامی از قهرمانان افسانه ای چون رستم دارند نیز با الهام گرفتن از شخصیت های تاریخی و افسانه ای صورت گرفته است.


7- مکان های مذهبی: وجود مقبره بسیاری از امامزاده ها یا بزرگان دین در دامنه کوه ها دلیلی برای نامیدن کوه ها به نام آن بزرگان بوده است: کوه امامزاده داود، امامزاده قاسم، ابوذرو امامزاده هاشم از این جمله اند.


وجه تسمیه چند کوه

آتش‌گاه
در شمال دره زاینده رود .این كوه در زمان ساسانیان محل آتشكده بوده است.
آلما بلاغ
واژه‌ای تركی و به معنای چشمه‌ی سیب می‌باشد.
آویدر (آبیدر )
این كوه در جنوب غربی شهر سنندج قرار دارد. واژه‌ی آبیدر در اصل (آویدر) بوده، كه (آو) در کردی آب است. بنابراین لفظ آویدر به معنی کوهی است که آب از آن بیرون می آید.
اخلومد
دره‌ای در نزدیكی مشهد است. هنگام حمله‌ی اعراب سرداری عرب به نام خالد مامور فتح این دره بود. مردم این دره، هرگاه سربازان خالد را می‌دیدند فریاد می‌كردند: خالد آمد و کم کم نام این دره اخلومَد شد.
البرز
البرز در پهلوی، هربرز و در اوستا، هره برزئیتی نامیده شده است. این اسم مركب از دو بخش( هر )به معنی( كوه) و( برز )به معنی بلند و در مجموع به معنی كوه بلند است. برز در فریبرز و برزو نیز وجود دارد . در کردی جنوبی ( کردی ایلام و کرمانشاه و شرق عراق خانقین و مندلی هنوز واژه ی برز البته با تلفظ بَرز وجود دارد .)
اَلَموت و دالاهو
حسن صباح به دنبال یافتن جایی برای دژ خود بود . او در دشت عقابی را دید با خود گفت :عقاب بلند پرواز است و فقط بر بلندی می نشیند . هر جا فرود آمد آن جا را مرکز حکومت خود می کنم . عقاب واژه ای عربی است و در آن زمان به عقاب می گفتند دال . هنوز در کردی و لکی به عقاب دال می گویند . آن عقاب بر فراز قلعه ای فرود آمد و حسن صباح با سیاستی که بسیار شنیدنی است آن قلعه را تصرف کرد و آنجا را (آل آموت ) نامید . آل یعنی عقاب که مخفف دال است و آموت مخفف آموخت است . حرف خ حذف شده است . در شعر باباطاهر نیز می بینیم حرف خ حذف می شود مثلاً سوته دلان یعنی سوخته دلان . اَلـَـموت دگرگون شده ی آل آموت است . در غرب کشور کوه دالاهو (دال+آهو ) نیز به معنی عقاب و آهو است . گویا این کوه عقاب و آهو زیاد داشته و مردمی که عقابی را می دیدند فریاد می زدند : "دال" و به دنبال آن آهو را می دیدند و می گفتند:" آهو" . یعنی به دال و آهو نگاه کنید .
الوند
شاید الوند در اصل اروند بوده كه دچار دگرگونی تلفظ شده . الوند از ال و پسوند وند تشكیل شده كه وند به معنی مكان و ال به معنی تندی و سربالایی می‌باشد. بنابراین الوند به معنای جایی كه سربالایی تند و بسیار زیاد دارد می باشد
الوند نام كوهی در جنوب همدان است. این نام در متون پهلوی اروند و در اوستا ائورونت ضبط شده است.
بزقوش
این كوه در جنوب كوهستان سبلان واقع شده می گویند از آن جا که رشته كوه مزبور به شكل گوش بز است به همین سبب آن را بز گوش نامیده‌اند . اما این نظر حتمی نیست .
بیرگ
كوه بیرگ یكی از ارتفاعات بلوچستان است. چون این كوه در منطقه بلندتر از سایر كوه‌ها است بیرق نامیده شده است كه در زبان بلوچی ق به گ تبدیل شده و بیرگ خوانده می‌شود.
بیستون
بیستون در پارسی باستان بغستان گفته می‌شده كه مركب از دو جزء ((بغ)) و ((ستان)) بوده است كه به معنی سرزمین خدا می‌باشد. در دامنه این کوه هنوز بقایای یک پرستشگاه وجود دارد.
پاتاق
در استان کرمانشاه .چون این كوه‌ به شكل تاق می‌باشد و در پای آن یک اثر تاریخی وجود دارد چنین نامیده شده است .
پشت‌كوه- پیش‌كوه
منطقه کردنشین جنوبی (ایلام ) از قدیم به دو قسمت مشخص پیش‌كوه و پشت‌كوه تقسیم شده كه به وسیله‌ی كبیركوه از همدیگر جدا شده‌اند. وجه تسمیه‌ی این دو نام این است كه یكی در مشرق یا پیش‌كوه و دیگری در غرب یا پشت‌كوه واقع شده است.
پلنگان
كوه پلنگان از ارتفاعات شرقی دشت لوت است كه در شرق آبخوران واقع است. چون در كوه‌های سیستان بین زابل و نهبندان پلنگ فراوان است، به همین سبب كوهی كه در آن‌جا است پلنگان نام گرفته است.


دماوند:
نام دماوند به دو صورت مشهور دماوند و دنباوند (با زبر یا پیش دال) ضبط شده‌است. حتی در بعضی مآخذ هر دو صورت نام آمده‌است. صورت دیگری که از نام این کوه ضبط شده‌است دباوند است .این کوه را با نام‌های کاملاً متفاوت بیکنی و جبل لاجورد نیز ثبت کرده‌اند .نام دماوند در تورات آمده و صورت کهن آشوری آن «بیکن» است .
در مورد دلیل نام‌گذاری دماوند در فرهنگ معین آمده‌است: «دم (دمه، بخار) + اوند = وند؛ دارای دمه و دود و بخار (آتشفشان(.
احمد کسروی درباره‌ٔ نام‌گذاریدماوند یا دنباوند نظر کاملاً متفاوتی دارد. وی با استدلال‌هایی نام ‌ گذاری «نهاوند» و «دماوند» را مرتبط می‌داند و می‌نویسد «در زبانهای باستان «نها» به‌معنی پیش و «دما» به‌ضم دال به‌معنی پشت و دنبال بوده و در مورد «وند» می‌نویسد:««وندن» در زبانهای باستان ایران به‌معنای «نهادن» بوده[...] یکی از معناهای «نهادن» واقع شدن و ایستادن برجایی است.[...] و ناچار «وندن» نیز همان معنی را داشته و «وند» که ماضی آن است به‌معنی نهاد، برجایی ایستاد می‌آمده‌است او در ادامه نتیجه می‌گیرد:«پس «نهاوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در پیش‌رو و «دماوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در دنبال و پشت .در زبان کردی و لَــکی هنوز هاژه ی (نُــواnowa) به معنی (جلو) به کار می رود.
کبیرکوه :
ایلام را به دو بخش کاملاً جدا از هم تبدیل کرده است و همچو دیوار بزرگی موجب شده مردم بدره و دره شهر و هیلمینی و علیشَروان و ... از طوایف آن سوی کوه یعنی ملکشاهی و شوهان و ... دور شوند . به گونه ای که حتی لهجه کردی دو سوی کوه با هم فرق دارد .مردم بومی به آن (کَــوَر کویه) با ادغام واو و یاء می گویند .


نویسنده: عادل اشکبوس
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید