نمایش پست تنها
  #39  
قدیمی 02-08-2011
فرانک آواتار ها
فرانک فرانک آنلاین نیست.
مدیر تالار مطالب آزاد

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 3,544
سپاسها: : 1,306

3,419 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

حمله ایران به توران و غرب

چنانکه گفته شد در زمان تسلط نژاد مانوش یا منوچهر ایرانیان نیرو می گیرند و با تور یعنی تورانیان می جنگند.
این جنگ اگرچه به نام انتقام خون ایرج؛ با ایرانیان در شاهنامه آمده اما از قرائن چنین برمی آید که در این زمان، یک رفورم مذهبی موجب بروز این جنگ می گردد زیرا در فصل «تاخت کردن منوچهر بر سپاه تور» در شاهنامه مرتباً روی این موضوع تکیه می شود:

بدانگه که روشن جهان،تیره گشت / طلایه پراکند بر گرد دشت
به پیش سپه قارن رزم زن / ابا رای زن سرو، شاه یمن
خروشی برآمد ز پیش سپاه / که ای نامداران و شیران شاه
بدانید کاین جنگ اهریمنست / همان روز جنگ است و کین جستن است
میان بسته دارید و بیدار بید(1)/ همه در پناه جهاندار(2) بید
کسی کاو شود کشته زین رزمگاه / بهشتی شود، گشته پاک از گناه
هرآن کس که از لشگر روم و چین / بریزید خون اندرین دشت کین
همه نیک نامید، تا جاودان / بمانید با فره موبدان

نکاتی که در این چند بیت قابل تأمل است:
1-فارن یا کارن kaaran یکی از دو فرزند کاوه است و چون او در پیش سپاه است، پس معلوم می شود که در این جنگ باز لرستان، یا قوم گوتی پیش رو بوده است.
2-سرو، شاه یمن نیز در این جنگ هست، پس یمن که در داستان فریدون و خواستگاری دختران شاه یمن آمد می بایستی سومر بوده باشد؛
3-اندیشه ی بهشت و دوزخ در این زمان بروز می کند؛(3)
4-روم و چین(4)یعنی مهاجران شرق و غرب، هر دو با این رفورم مذهبی مخالف بوده اند یا خود رفورم در مذهب پدید آورده، و با ایرانیان از درِ جنگ در آمده اند؛
5-در این جنگ مغان پیشوای مذهبی بوده اند، زیرا که موبد که در این اشعار آمده صورت دیگری از مگوپت است و آن اشاره به آیین مغان است.
در پایان این فصل هنگامی که تور دلاور بر دست منوچهر کشته می شود و فرستاده ای سر او را برای فریدون می برد، شرم دارد از این که ماجرا را باز گوید:

که فرزند هر چند پیچد ز دین / بسوزد به مرگش پدر همچنین

که باز اشاره به سرپیچی توران از دین مغان می رود.
در فصل پس از این هم هنگامی که سلم بر دست منوچهر کشته می شود باز منوچهر به سپاهیان بازمانده که به زینهار آمده اند می گوید:

هر آن چیز کان نزره ایزدی است / ز اهرمنی یا ز دست بدی است

پس معلوم است که غربیان نیز با دین جدید مخالفت داشته اند. یا آن که غربیان و شرقیان (روم و توران) هر دو به مناسبت سرزمین های جدید، دینهای تازه پذیرفته بوده اند، و ایرانیان مرکزی با آنان و اندیشه ی جدیدشان مخالفت می کرده اند... اینها مطمئناً روشن خواهد شد.

تاخت و تاز مجدد بابلیان

هنگامی که ایرانیان و نژاد مانوشان با توران سرگرم بودند و تور کشته شده بود، باز قارن کاویان(5)، شبانه به دژ آلانان می رود و با نیرنگ وارد دژ می شود.(6) مشخصات این دژ با استحکامات سن تورینی مطابقت دارد بدون آنکه پافشاری کنم که قطعاً این همان سن تورینی است.
این داستان نشانه ی آن است که در هنگام مانوش، اقوام گوتی به طرف غرب حمله می برند و استحکامات غربی را به هم می ریزند و این در تواریخ اروپاییان آمده است!
در همین احوال نبیره ی ضحاک به نام کاکوی به ایران تاخت و تاز می آورد. یعنی بابلیان که چند قرن باز قدرت یافته اند، به کوهستانهای زاگرس حمله می آورند، در همین جا است که قارن می خواهد به جنگ کاکوی رود و منوچهر به او می گوید:

تو خود رنجه گشتی بدین تاختن / سیه بردن و کینه را ساختن
کنون گاه جنگ من آمد فراز / تو دم بر زن ای گرد گردنفراز

یعنی آن که نژاد مانوش در غیاب جنگجویان لرستان (گوتی) به بابلیان حمله می آورند و آنان را شکست می دهند.
البته در این جنگ، نبرد تن به تن بین منوچهر و کاکوی در می گیرد که تا بعد از نیمروز طول می کشد و گاهی این و گاهی آن برتری می یابند، تا آنکه سرانجام کاکوس کشته می شود.
این نشانه کشاکشی است که سالیان دراز، بین ایرانیان و بابلیان در جریان بوده است (که شاهد آن را از کتاب گیرشمن در فصل ضحاک آوردم)، تا آن که سرانجام این جنگ ها به نفع ایرانیان پایان می پذیرد.

پانویس
1.یعنی باشید.
2.مقصود خدا است.
3.واژه بهشت به معنی بهترین است، درست همان که در انگلیسی Best خوانده می شود، خوب، بهتر، بهترین، برابر با Good، Better، Best اصل واژه به زبان اوستایی وهیشت اخو vahisht-axv بوده است به معنی بهترین جهان، در مقابل دوش اخو dush-axv یعنی جهان بد،... کم کم دوش اخو به صورت دوزخ در آمد، و واژه ی اخو نیز از اولی افتاد و صفت آن که بهشت باشد بر جای ماند.
در رساله ی یوشت فریان، که به زبان پهلوی بر جای مانده و سرگذشت یکی از ایاران زردشت است با کسی به نام آخت جادو، یوشت فریان به سد پرسش آخت پاسخ می دهد تا او شهر را خراب نکند، یکی از سوالات این است که یهشت در این جهان، خوب است، یا در آن جهان؟ بوشت فریان پاسخ می دهد که بهشت در همین جهان است، و در همین جهان خوب است، و این نزدیک ترین روایت به زمان زردشت است که نشان دهنده ی اندیشه ی ایرانی است.
4.پیش از این هم گفتم که در بسیاری از مواقع، به جای توران، چین به کار می رفته.
5.قارن پسر کاوه.
6.صداقت گزارندگان شاهنامه و نیز شخص فردوسی در به نظم کشیدن آن در اینجا مورد بسیار جالبی پیدا می کند، و آن این است که ایرانیان از این نیرنگ شرم زده اند، اما لزوم ضمن این اظهار شرم، وادار می کند که شرح نیرنگ را از قلم نیندازند:

نگر تا سخنگوی دهقان چه گفت / که راز دل او دید، کو دل نهفت
مرا و ترا بندگی پیشه باد / ابا پیشه مان نیز اندیشه باد
به نیک و به بد،هر چه باید بدن / بیاید همی داستانها زدن
چو دژدار با قارن رزمجوی / یکایک به باره نهادند روی
یکی بد سگال و یکی ساده دل / سپهبد به هر چاره، آماده دل
به بیگانه بر مهر خویشی نهاد / بداد از گزافه، سرو دژ به باد
چنین گفت با بچه، جنگی پلنگ / که ای پر هنر، بچه ی تیز جنگ
ندانسته در کار تندی مکن / بیندیش و بنگر ز سر تا به بن
به گفتار شیرین بیگانه مرد / به ویژه به هنگام نهنگ و نبرد
پژوهش نمای و بترس از کمین / سخن هر چه باشد به ژرفی ببین

__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید