
02-10-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
جملات قصار
«جبران خلیل جبران»
هرگز ناتوان نبوده ام جز در برابر کسی که از من پرسید:« تو کیستی؟».
من حقیقت محضی نمی شناسم امّا در برابر نادانی خویش فروتنانه زانو می زنم و به این مغرورم و ماجور.
چه شگفت است آنگاه که از دردی می نالم که شادکامی ام در آن است!
خداوند اندیشه کرد و نخستین اندیشه اش فرشتگان بودند. خداوند سخن گفت و نخستین واژه اش انسان بود.
برخی چون دواتیم و برخی چون کاغذ. اگر سیاهی برخی از ما نباشد سپیدی ناشنواست؛ اگر سپیدی برخی از ما نباشد، سیاهی نابیناست.
همیشه باید حقیقت را بشناسی و گاهی بگویی.
اگر می خواهی مالک چیزی باشی آن را برای خود مخواه.
چون مردی دست در دست زنی بگذارد، هر دو دلِ جاودانگی را احساس می کنند.
چیزی که مشتاق آنیم و نتوانیم به آن برسیم برایمان محبوب تر از چیزی است که به آن رسیده ایم.
ریشه، گُلی است که شهرت را خوار می دارد.
دو کس در دنیا آیین شکنند: دیوانه و نابغه. آنان به خدا نزدیکتر از دیگرانند.
ارزش انسان از آن نیست که به آن می رسد بلکه به آن است که مشتاقِ اوست.
عشقی که هر روز نمی جوشد هر روز می میرد.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|