
02-16-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
كشف
يكنانوايي سنگكي سر كوچهي ما هست كه هم نانش بسيار لذيذ است و هم صفش خلوت. صاحبش هم يك پيرمرد ريزه ميزه و مهربان. يكي دو ماه پيش كه صبح رفتم نانبگيرم ديدم با خط خرچنگ و قورباغه چيزي روي كاغذ نوشته و به ديوار زده. خواندم و آشنا بود خيلي آشنا:
"تو را چه سود از باغ و درخت
كه با ياسها به داس سخن گفتهاي"
آن وقت صبح به شدت هيجان زده شدم. نتوانستم جلوي خودم را بگيرم پرسيدم: "شعر شاملو رو نوشتين؟! تو اين شرايط؟" او هم هيجان زده پرسيد "شما هم شاملو رو ميشناسيد؟!!!!!"
خندهام گرفته بود اما در دل به خود گفتم چقدر از اعجاز عجيب ادبيات كم ميدانيم! او شاملو را خودش كشف كرده بود و نميدانست كه در اين كشف و شناخت تنها نيست. او شعر را قبل از شاعر شناخته بود!
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|