
02-18-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
تخم بی نطفه جوجه نمی دهد
یعنی کاری که پایه و اساس ندارد ، ثمر نمی دهد.
زیر دلش را زده
برابر : از چشمش افتاده ، از آن سیر شدهکنایه از عدم لیاقت به داشتن رفاه و شادمانی است.
حاصل این شد که شعر ما شد بد
شعر زیر دل شما را زد
سر به هوا بودن
همانند : سر به طاق بودن ،یعنی بی هوش و بی حواس بودن ، بازیگوش بودن ،
توجه به کار خود نداشتن.
ای سرو که بی سایه چنین سر به هوایی
در پای تو هرگز نرسیدم به هوایی
خون به جوش آمدن
داستان:
غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به جان خویش و عائله اش رحم نمی كند و بالمال جان بر سر تحصیل مال و ثروت می دهد ولی دیگری را چنان جود و سخایی است كه به قول استاد دكتر عبدالحسین زرین كوب :«حاتم طایی را به چیزی نمی گیرد و اگر تشنه ای را دریایی و ذره ای را خورشیدی بخشد این همه در چشم همتش به چیزی نمی آید.»
طفره رفتن
از زیر کار در رفتن ، شانه خالی کردن از انجام کاریکنایه از سستی کردن ، تعلل نمودن در کاری است
لیکن از هفت سین طفلان نیز
نتوان طفره رفت و باز ایستاد
حرف به گوشش نمی رود
داستان:
برابر : حرف به خرجش نمی رود.
یعنی هرچه بگوییم انگار نمی شنود و باز کار خودش را ادامه می دهد
حرف گوش نمی کند
عقلم به رنجش گفت از او بردار دل گفتم به چشم
اما کجا این حرفها جانا به گوشم می رود
ریش و قیچی در دست شماست
داستان:
یعنی تصمیم و اجرا و همه ی کارها دست خودت است
یا
کنایه از آن است که به شما اعتماد داریم.
هر طوری که می دانید صلاح و مصلحت است کار را تمام کنید.
برابر : کاری بکن بهر صواب نه سیخ بسوزد نه کباب.
مرده ی کسی یا چیزی بودن
کنایه از عاشق ، واله و شیدای آن بودن.
زان لب که مرده ی نفس آب زندگی است
دشنام خشک هم به دعا گو نمی رسد
« سالک قزوینی » درد تو دوای من ای دل و جان شهریار!
زنده و مرده ی درد تو و دوای تو
شهریار
کارش زار است
کنایه از خراب و پریشان بودن وضع کسی.
امان که کار من ای شوخ ! زار کردی و رفتی
به شوخی آمدی و کار زار کردی و رفتی
زان نامه که او نوشته با من
پیداست که کار شعر زار است
درخت هرچه بارش بیشتر سر به زیرتر
داستان:
غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به جان خویش و عائله اش رحم نمی كند و بالمال جان بر سر تحصیل مال و ثروت می دهد ولی دیگری را چنان جود و سخایی است كه به قول استاد دكتر عبدالحسین زرین كوب :«حاتم طایی را به چیزی نمی گیرد و اگر تشنه ای را دریایی و ذره ای را خورشیدی بخشد این همه در چشم همتش به چیزی نمی آید.»
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|