
02-26-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
طنز مشروطه
ميرزاده عشقی
شايد يکی از بزرگترين موفقيت های شاعران مشروطه اين بود که آنان موفق می شدند که شعرشان را تا حد تبديل شدن به ضرب المثل پيش ببرند. در اين ميان ميرزاده عشقی جوان،که سری پرشور و زبانی گرم و طناز داشت، شاعری منحصربفرد است.
وی مانند بسياری از پيشروان مشروطه از همان سالهای جوانی به فعاليت ادبی وفرهنگی پرداخت. در سن هفده سالگی روزنامه « نامه عشقی» را دائر کرد. سپس همراه گروهی از میدان سياسی به استانبول مهاجرت و نخستين آثار شاعرانه اش از جمله « اپرای رستاخيز شهرياران ايران» و « نوروزی نامه» را در استانبول سرود. اشعاری مانند «خرتوخر» و « بشنو و باورمکن» از حد شعر عبور کرد و به ضرب المثل تبديل شد.
خرتوخر
اين چه بساطی است، چه گشته مگر؟
مملکت از چيست؟ شده محتضر!
موقع خدمت همه مانند خر
جمله اطباش، به گل مانده در
به به از اين مملکت خرتوخر
بشنو و باور مکن
جان پسر، گوش به هر خر مکن
بشنو و باور مکن
تجربه را باز مکرر مکن
بشنوو باور مکن
مملکت ما شده امن و امان
از همدان تا طبس و سيستان
مشهد و تبريز و ری واصفهان
ششتر و کرمانشه و مازندران
امن بود، شکوه دگر، سرمکن
بشنو و باورمکن
.....
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|