
03-08-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
پدیدارشناسی دکمه
گاهی اوقات جملاتی می خوانیم که بی اختیار از قریحهی نویسنده و کنایه هایی که به کار برده به وجد می آيیم. جملاتی که فقط می توانند از الهام و نبوغ ِ فردی سرچشمه گرفته باشند.
«مارگارت اتوود» در رمانِ «آدمکش کور» که توسطِ خانم «شهین آسایش» ترجمه شده است از زبانِ آیریس چیس در بارهی دکمه های شلوارهای مردانه! چنین می گوید:
« دکمه هایی که در کارخانهی پدر بزرگم ساخته می شد مطابق سلیقهی دختری چون من نبود، نه آن دکمه های کوچک مرواریدی، نه آن دکمه هایی از کهربای سیاه و نه دکمه های چرم سفیدِ دستکش های زنانه. دکمه های ساخت کارخانهی خانوادگی، در مقایسه با دکمه های دیگر مثل گالش های لاستیکی در مقابل کفش بودند؛ دکمهی زمخت محکم که از آن برای روپوش کار، پالتو، و پیراهنهای مردانهی کارگری استفاده می شد. در زیرشلواریهای بلند و در شکاف جلوی شلوارهای مردانه هم از آنها استفاده می شد. این دکمه ها چیزهایی را که آسیب پذیر، آویزان، خجالت آور و اجتناب ناپذیر بودند محافظت می کردند، چیزهایی که دنیا به آنها نیاز داشت، امّا سرزنششان می کرد.»
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|