
04-24-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
داستایوسکی به روایت جلال آلاحمد
داستایوسکی و «تسخیرشدگان» از زبان
جلال آلاحمد
«من از داستایوسکی میترسم، حتی وحشت دارم. یعنی هر وقت کتابی از او خواندهام وحشت کردهام. نه از این باب که نوعی داستان جنایی سر داده باشد به قصد کشیدن اعصاب و ایجاد ترس و از این فوت و فنها، بلکه از این جهت که در برابر دنیای پیچیدهی ذهن او احساس حقارت میکنم. احساس هیچی، نیستی. و این که «آخر وقتی کسی همچو او قلم میزده تو دیگر کی هستی؟…» و از این قبیل.
و این حالی است که البته در برخورد با دیگر بزرگان نویسنده هم به آدم دست میدهد. و آن وقت مضحکه نیست که بنشینی و بنا به امر دوستی بخواهی قلمی در باب چنین اعجوبه وحشت انگیزی بزنی؟ اما چه باید کرد که هر خاری روزی به کاری میآید. و نیز اگر قرار بود همه خردان در مقابل بزرگان جا بزنند که فرق خردی و بزرگی را تو از کجا میدانستی؟
جنگل آدمی که در هر یک از داستانهای داستایوسکی هست چنان کوره راههایی دارد که هیچکس تاکنون از آنها نگذشته. و چه آدمهایی! شاید بیش از همه نویسندگان عالم آدم خلق کرده باشد. تولستوی نیز چنین است. بالزاک نیز. اما آدمهای این دو انگ خود ایشان را نپذیرفتهاند. درین خیل آدمیان تولستوی و بالزاک تک و توکی نشانی از خود ایشان دارند. اما داستایوسکی همهجا نشانی از خود میدهد. از دیوی و فرشته ای ملغمه ساخته – هر آدمی با یک روی شیطانی و روی دیگر یزدانی… مواجهه تن و روح و انعکاس زمین و آسمان در آن. و دنیا و آخرت نیز و خالق و مخلوق نیز.
شرورترین آدمهای داستایوسکی منزه طلبند و پاکترینشان جانی. و به همین علت مدام در جدال با خویشتناند – و بیش از این که با دنیا در جدال باشند. اما اگر همین آدمها در اثنای آن مبارزهی درونی – به الزام زمانه – به مبارزهای در بیرون نیز خوانده شدند، آن وقت کار خراب است. آن وقت نیهیلیسم است و کنایه روشن آن حریق (ص ۶۹۶ تسخیرشدگان) است در پایان. به حکایت این که یک شهرنشین تازهپای در جستوجوی نعمات مادی برآمده و ملاکها را در هم ریخته چه فضاحتی است! و آیا این حریق نشانهایی از جهنم نیست؟ جهنمی که فقط به آب انقلاب اکتبر خاموش خواهد شد؟ و این مگر نه داستایوسکی است که خبرش را از خیلی پیش داده است؟…»
از «نیچه» هم تقاضا کرده بودیم که درباره داستایوسکی چیزی بگوید. او به همین جمله اکتفا کرد: «داستایوسکی… تنها کسی است که از روانشناسی به من چیزی آموخته است.»
مشخصات کتاب:
نام: تسخیر شدگان (جنزدگان)
نویسنده: فیودور داستایوسکی
مترجم: علی اصغر خبرهزاده
نشر: موسسه انتشارات نگاه
تعداد صفحات: ۹۹۷
قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان
توضیحات:
۱- روایت جلال آلاحمد از داستایوسکی را در انتهای تسخیرشدگان (ص ۹۹۲ تا ۹۹۷) کامل بخوانید.
۲- هنوز ۴۰۰ صفحه از کتاب را خواندهام اما همین بس بوده تا من را شیفته داستایوسکی کند. شاید به این دلیل بود که دست به دامان جلال آلاحمد شدم.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|