معلمای مهربون روزتون مبارک
قبلنا که شاگر می گرفتمو زبان تدریس می کردم
واقعا پدرم درمیومد
چه کوچیکترا ؛ چه دانشجوها ...
این معلما واقعا صبورن
خدا نگهشون داره ............
درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پارا ...
-------------------------------------
اینارو امروز تو یه وبلاگ خوندم ؛ خوشم اومد.
گذاشتم اینجا تا شماهام بخونین ..
-------------------------------------
"یا عالم لا یعلم"
امام علی (ع) می فرمایند :
"هر کس به من کلمهای بیاموزد، مرا بندهی خود کرده است."
این حدیث به تنهایی مقام و ارزش و اعتبارِ آموزشدهنده و حقی رو که به گردن یادگیرنده میندازه مشخص میکنه.
اول از همه میخوام از همهی اونایی که حقّی به گردن من دارنتشکر کنم و بگم که به یادشون هستم، تقریباً همهی معلمها، اساتید و اونهایی که تودوران تحصیل و زندگیم چیزهایی بهم یاد دادن رو به خوبی بهخاطر میارم...اولیشمادرم بود که تو دوران راهنمایی هم معلم مدرسهام شد، بعد پدرم و بعد خیلیهایدیگه. بعضیهاشون رو دوست داشتم، واسه بعضیهاشون از صمیم قلب احترام قائل بودم، بعضیهاشونتأثیرات جالبی روم گذاشتن، بعضیهاشون هم که...، بعضیهاشون طوری بودن که حاضربودم جمعه هم به کلاسشون برم و بعضیهاشون ... نقش برخی پررنگتر و نقش برخیکمرنگتر بود اما بود!
خانوم آزاد، گیتیجون و پروینجون (کانون پرورش فکری، دورهی آمادگی)، حاجآقا محمدی و خانوم عابدی (سال اول دبستان)، خانوم ابوسعیدی، اسکویی، اسفندیاری، برجعلیخانی (باقی سالهای دبستان) و همهی معلمهای دوران راهنمایی و دبیرستانم. (معلم ادبیات سال دوم دبیرستانم، خانم مهتدي كه به دیار باقی شتافته. دوست داشتنی، مهربون، بزرگوار و محترم بود؛ همیشه براش از خدا طلب آمرزش ومغفرت میکنم، روحش شاد. امیدوارم خدا همهی عزیزان معلمی که ترک دنیا کردن رو بیامرزه، و به اونهایی که هستن سلامتی و شادکامی عطا کنه.)
مهندس بازرگانی که دیدگاه من رو نسبت به شیمی متحول کرد.
مهندس قربانی (معماری کامپیوتر)، استاد زنجانی زاده (استاد الکترونیکI)، استاد صباغ (استاد ماشینI و II)، استاد شجاعالدینی (استاد (DSP، استاد فهامی و خطیبی (اساتید دورهی مدیریت) و باقیِ اساتید دانشگاهم،
همه رو به خوبی به یاد میارم و امیدوارم همیشه سالم، موفق، پویا و معلم باشن.
روز معلم رو به همهی معلمهای عزیز و گرانقدر تبریک میگم و براشون آرزوی توفیقات روزافزون میکنم.
روزتون مبــــــــــــــارک و توفیقتون روز افزون
اما بعد؛
یه جا خوندم که؛ " ظلم است که معلم را به شمع تشبیه کنیم، چون شمع را می سازند که بسوزد امامعلم می سوزد که بسازد ."
با حقیقت این جمله کاملاً موافقم و واسه همینه که برای معلمها ارزش و احترام زیادی قائلم. به نظر من یکی از سختترین حرفههای دنیا، معلمیه و هر کسی لیاقت اینو نداره که "معلم" خونده بشه.
کسی که قراره در کِسوَت معلمی ظاهر بشه، اول باید مسئولیتی رو که قراره به دوش بگیره درک کنه و بعد از پذیرفتن اون، همیشه مدّنظر داشته باشدِش. اون باید بدونه که با روح انسانها مواجه بودن مطلب سادهای نیست، تأثیرگذاری بر تفکرات، زندگی روزمره و آیندهی افراد چیزی نیست که بشه ساده از کنارش رد شد. باید متعهد باشه. باید بتونه به معلمی و تدریس و شاگرداش عشق بورزه و لذت ببره و به اون مثل یه شغل نگاه نکنه، هرچی نباشه مثلاً اون داره مسیر و راه انبیاء رو ادامه میده، پس خیلی باید دقت کنه. و یکی از ویژگیهای مهمی که باید داشته باشه؛ قابلیت و استداد انتقال مطالبه،شاید خیلیها معلومات زیادی داشته باشن اما لزوماً همهی اونا توانایی معلم بودن رو ندارن.
شاید جالب باشه اشاره به این مطلب که قبل از انقلاب، حزب توده اصرارِ زیادی روی گرفتن پست وزارت آموزش و پرورش داشته، با این توجیه که اگه امروز از آنِ ما نباشه فردا همانگونه که ما میخواهیم از آنِ ما خواهد بود. (سرمایهگذاری روی نسل جوان)
دو تا مطلب دیگه هم به نظرم میرسه که مایلم گفته بشه(شاید بشه تذکر تلقیش کرد):
- اول اینکه گاهی چیزهایی میبینیم و میشنویم که باعث تأسفِ، معلمینی که تعهدی ندارن و مشغول تدریس به بچههای ما هستن و ... یه کم بیشتر دقت کنیم!
- و مطلب دیگه هم رو به مسئولین! اگه رضایت و آرامش فکری یه معلم فراهم نباشه، چطور میتونه به تربیت درست نسل آینده بپردازه و از همه مهمتر جایگاه شما رو براتون حفظ کنه؟؟! باشد که اندیشه کنیم!
منبع : وبلاگ نجوای من
__________________
آدمی شده ام ک شب ها لواشک به دست بی هدف خیابان های شهرش را راه می رود؛ گاهی می ایستد. به آدم ها .. دیوار ها .. خیابان ها .. خیره می شود وُ دوباره راه می رود وَ نمی داند چرا راه می رود!
غزل/.
|