نقل قول:
نوشته اصلی توسط SonBol
این روز رو خصوصا به پدر عزیزم تبریک میگم . هر سال این روز ها خودش بود تا با تلفن از راه دور بگم بابا روزتون مبارک .
.
.
بابای نازنینم روزت مبارک:
هیچ وقت نتونستم قطره ای از دریای فضل و مهربونی های تو باشم. هر جا هستی باز هم روزی صد بار دستهاتو میبوسم و گچ لباساتو روی چشمام میمالم که دلم آروم بشه.....
|
غصه نخور دختر خوب ...
میدونم که بابا الان داره از تو آسمون نیگامون میکنه ...
بابای مهربونش .. منم دارم ازینجا برات دست تکون میدمو
میگم روزت مبارک ...
-----------
چقد امروز دلم برای بابای مهربون خودم تنگ شد ...
میدونم هیشکی و هیچی بابا نمیشه ..
بابای مهربون منم یهویی رف .. یه شب بارونی تو همین زمستونی که گذشت..
هیچی برای یه دختر ِ بابایی بدتر از از دس دادن بزرگ ترین تکیه گاهش نیس !
الان همه ی سهم من از زندگی تنها سکوت شده ولی ...
خدا مهربون تر از این حرفاس .... اون همیشه هوامو داشته و داره !
یه روز که خیلی دلتنگ بودم علی آقا ؛ استادم که توی دنیای شگرف ادبیات خیلی کمکم میکنه بهم اینو گف :
غزل!دست خدا باماست
ما رو تنها نمی ذاره
و تا دنیا تا دنیا ست
بابا هر لحظه بیداره ....

__________________
آدمی شده ام ک شب ها لواشک به دست بی هدف خیابان های شهرش را راه می رود؛ گاهی می ایستد. به آدم ها .. دیوار ها .. خیابان ها .. خیره می شود وُ دوباره راه می رود وَ نمی داند چرا راه می رود!
غزل/.
|