نمایش پست تنها
  #862  
قدیمی 05-09-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


گفتگوی دختر ومادر

گفتگوی دختر جوان ومادرپیر
مادرامشب نمیبردخوابم

درمن امشب بوتۀ غم غنچه کرده
امشب بی قرارازشرم وخیالم
امشب تبی گرم درمن لانه کرده
امشب شکوفامیشود گویی پیکرمن

امشب خیالی بامن بس گفتگوی شیرین دارد
پیش ازاین هرگزنبودم این چنین مادر

این جوان کیست چشمانی چنین غمین دارد
شانه کومادرپریشان کنم این زلفم را

سرمه کوتا به چشمانم بسایم
آینه کوتا بررخ خود نظرکنم

عطرگل کوتا به موهایم بسایم
گویي امشب درمن بهارروئیده

غمی شیرین میبارد اندروجودم
سینه من گرم وبی آرام گشته

می لرزدازشورتاروپودوجودم
امشب لبهایم گوئی داغتر گشته

امشب چشمان من حالت گرفته
شیاراندرلب من نرم نرمک میشودپیدا

امشب دل من سوی دنیائی دگررفته
مادراین کیست آخراین جوان سیه چشم

این چنین گرم درآغوشم کشیده
کیست آخراین آشنای ناشناس

چشم من هرگزاوراندیده
دخترمن این سوزوشورناشناس

مقدم بهاری پرعطرورؤیاست
وین غم گرم وشیرین وجودتو

ازغم عشق وجوانی نشانه هاست
بعداین دیگرچشمان گرسنه

بسیمای تومیدوزندنگاه وحشی خویش
بعدازاین دیگرعزیزمن بنه زنجیر

برخنده هاومیل هاوصحبت خویش
بعدازین دیگرتوای مرغک من

همچونیلوفردرمیان گردابی

بعدازین دیگرهزاران میل سرخورده
می شتابد سوی لبهایت به بی تابی

بعداین دیگردل پسند گرگهای تیزدندانی
هزاران دام بگشایند ازبرایت رنگ کرده

بعدازین دیگرسرهرپیچ راهت
هزارافعی آدم وش کمین کرده

ساق پایت رافروپوشدیگرجان مادر
تانگه های گرسنه برآن ندود

گرتوانی چین برخسارت بنه
گرتوانی رنگ مویت کن سپید

رنگ لبهایت خدارازردکن
گرتوانی دل بکن ازقصۀ عشق وامید

بردیدگان بی فروغ من نگه کن
بس نخوابیدم ببالینت چنین شد

دست خود بیرون مکش ازپنجۀ مادرخود
ای بسا دخترازاین کرده شرمگین شد

شانه برزلفت مکش دخترجان
رحم کن برتارموی سپید مادر

خیره بربرق نگه هاخداراتومشو
شعله مفکن درخرمن امیدمادر

این رابدان اندرین شهر
عشق ومهروعهد خود فسانه است

هرچه گویند فریب است مده گوش خدارا
عشق ومهرپاک ازاین دیار بیگانه است

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید