نقل قول:
نوشته اصلی توسط کنستانتین
عجب روزگاریست
روزگاره غریبیست.............
|
روزگار غریبی ست نازنین..
دهانت را می بویند
مبادا .....
نقل قول:
نوشته اصلی توسط کنستانتین
مینوازم ساز مینوازم
سازه من رازه من است
رازه من همسازه من است
مینوازم از خدا
از سبزیه آشنا
از خودم از خدا
از تو و از هدی
|
ساز تو نغمه های درون آشفته توست
نغمه هایی که از درونت تراوش میکند به سرانگشتانت ...
و تو می نوازی آرام آرم ........
غزل
__________________
آدمی شده ام ک شب ها لواشک به دست بی هدف خیابان های شهرش را راه می رود؛ گاهی می ایستد. به آدم ها .. دیوار ها .. خیابان ها .. خیره می شود وُ دوباره راه می رود وَ نمی داند چرا راه می رود!
غزل/.
|