
06-08-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
ناتانائيل آرزو مكن كه خدا را در جايي جز همه جا بيابي.هر مخلوقي نشاني
از خداست و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد.
همان دم كه مخلوقي نظر ما را به خويشتن منحصر كند ما را از خدا بر مي گرداند.
ما همگي اعتقاد داريم كه بايد خدا را كشف كرد. دريغا كه نمي دانيم
هم چنان كه در انتظار او به سر مي بريم به كدام درگاه نياز اوريم.
سرانجام اين طور نيز مي گوييم كه او در همه جا هست هر جا و نيافتني است.
به هر كجا كه بروي جز خدا چيزي را ديدار نمي توان كرد. خدا همان است
كه پيش روي ماست. ناتانائيل من شوق را به تو خواهم آموخت
اعمال ما به ما وابسته است هم چنان كه درخشندگي به فسفر.
درست است كه اعمال ما ما را مي سوزانند ولي تابندگي ما از همين است
و اگر روح ما ارزش چيزي را داشته دليل بر آن است
كه سخت تر از ديگران سوخته است.
براي من خواندن اينكه شن ساحل ها نرم است كافي نيست
مي خواهم پاي برهنه ام اين نرمي را حس كند.معرفتي كه قبل از آن
احساسي نباشد براي من بيهوده است. هرگز در اين جهان
چيزي نديده ام كه حتي اندكي زيبا باشد مگر آنكه ارزو كرده ام
تا همه ي مهر من آن را در برگيرد.
از كتاب مائده هاي زميني آندره ژید
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|