نمایش پست تنها
  #2050  
قدیمی 06-11-2011
GhaZaL.Mr آواتار ها
GhaZaL.Mr GhaZaL.Mr آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: نیست. رفته است..
نوشته ها: 782
سپاسها: : 312

1,461 سپاس در 592 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


آخی یادش بخیر.. منو خواهرم 12 شب به بعد می رفتیم توو کوچه دوچرخه بازی..

بابا هم کنار در وایمیستاد نیگامو می کرد....

شبای بارونی....... کوچه ی بارون خورده.. لباسای خیس..دوچرخه سواری .. یادش بخیر

میناجون دوچرخه تو راه بنداز می خوام بیام دنبالت بریم سر کوچه دوچرخه سواری...............
__________________
آدمی شده ام ک شب ها لواشک به دست بی هدف خیابان های شهرش را راه می رود؛ گاهی می ایستد. به آدم ها .. دیوار ها .. خیابان ها .. خیره می شود وُ دوباره راه می رود وَ نمی داند چرا راه می رود!
غزل/.
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید