
06-16-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
زندگی نامه الکساندر دوما (پدر)
الکساندر دوما (پدر)
نویسنده فرانسوی رمانهای تاریخی و خالق آثاری چون سه تفنگدار، در ۵ دسامبر ۱۸۷۰ میلادی، دیده از جهان فروبست. این نویسنده نزدیک به ۳۰۰ رمان و نمایشنامه و تعداد بیشماری مقاله نوشت و امروزه آثار او در یک مجموعه ۱۰۳ جلدی جمعآوری شده است.
الکساندر دوما، نویسنده فرانسوی و خالق دهها رمان و نمایشنامه که اکثرا با مضمون تاریخی به نگارش درآمدهاند، ۱۳۷ سال پیش در چنین روزی دیده از جهان فروبست.
الکساندر دوما با نام کامل الکساندر دوما داوری دولا پاتری، در سال ۱۸۰۳ در شهر کوچک «ویلر کوترت» در چهل و پنج مایلی پاریس متولد شد. پدر او ژنرال دوما، از ژنرالهای ارتش ناپلئون امپراطور فرانسه بود.
الکساندر پس از اتمام تحصیلاتش چون دارای خطی زیبا بود ابتدا در یک دفترخانه به کار منشیگری پرداخت. وی جزییات انقلاب کبیر فرانسه را از دهان پدر خود شنید و بعدها در رمان های خود توانست صحنه های مهیج و مخوف آن را با قلم خویش مجسم کند. اسناد و مدارک و یادداشتهای خصوصی نیز که در طی دورههای مختلف به دستش افتاد، او را در نوشتن رمان های متعددی از تاریخ فرانسه یاری کرد.
این نویسنده خیلی زود با آثار نویسندگان بزرگ، کتابهای تاریخی و نمایشنامههای رمانتیک آن دوره آشنا شد و به مطالعه آنها پرداخت.
اولین اثری که باعث شد نام او به عنوان نویسنده بر سر زبانها بیافتد، نمایشنامه «هنری سوم» بود که در سال ۱۸۲۹ به نمایش درآمد و موجب دوستی دوما با نویسندگان بزرگی چون ویکتور هوگو شد.
این نویسنده پس از «هنری سوم» موفقیت خود در عرصه نمایشنامهنویسی با یک درام عاشقانه به نام «آنتونی» کامل کرد.
دوما پس از یک رشته فعالیت سیاسی، در سال ۱۸۴۴، رمان «سه تفنگدار» را خلق کرد و در همین سال رمان دیگری با نام «کنت مونت کریستو» را منتشر ساخت؛ که این آثار بعدها به معروفترین رمانهای او تبدیل شدند.
وی در مدت ۴۰ سال، تعداد بیشماری رمان، نمایشنامه، مجموعه شعر و مقاله منتشر کرد. منتقدان اعتقاد دارند هیچ کدام از آثار او نظر ادبی با آثار ابتدایی او و رمانهایی چون «سه تفنگدار»، قابل مقایسه نیست و ناشران فرانسوی بیشتر به علت شهرت او این آثار را منتشر میکردند.
دوما در اوج شهرت کاخ بزرگی بنا کرد و آن را «مونت کریستو» نامید که این کاخ و تئاتر خصوصی آن میزبان جشنهای بی شماری شد؛ اما او بر اثر اصراف در برگزاری میهمانیها و جشنها، به راحتی ثروتش را ازدست داد و در نهایت طلبکاران او کاخ «مونت کریستو» را به فروش رساندند.
وی در سال ۱۸۵۲ به نگارش خاطرات خویش مشغول شد،سپس در سال ۱۸۵۸ به روسیه سفر کرد و اندکی پس از آن به جزیزه سیسیل رفت.سپس به دسته «یوسف گاریبالدی»، آزادیخواه ایتالیایی ملحق شد و چهار سال همپای او به مبارزات سیاسی پرداخت.
دوما در سالهای پایانی عمر را با مشکلات مالی سپری کرد. وي سرانجام در ۵ دسامبر ۱۸۷۰ در سن ۶۸ سالگی، در تنهایی و فقر و بر اثر بیماری دیده از جهان فروبست.
آثار بیشمار این نویسنده هماکنون در یک مجموعه ۱۰۳ جلدی جمعآوری شدهاند همه الكساندر دوماي نويسنده را با رمان تاريخي 10 جلدياش - «سه تفنگدار» - ميشناسند، اما اين نويسنده فرانسوي در مدت نويسندگياش بيش از 250 كتاب تاليف و منتشر كرد. او جزو يكي از معدود نويسندگان فرانسوي و در كل اروپايي است كه توانست با خلق فضاهاي كلاسيك كه به نوعي تاريخ كشورش را بازگو ميكردند و نيز توصيف جزء به جزء صحنههاي داستاني، برخي از فيلمسازان را تسليم كند؛ تا مغلوب داستانها و رمانهايش شوند و آنها را با جادوي تصوير به مردم دنيا نشان دهند.
او را به واسطه احياي رمان تاريخي در فرانسه ميستايند، هر چند كه قابليتهاي نويسندگياش همواره محل مناقشه بوده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دقيقا مشخص نيست كه اولين اثري كه از دوما به فارسي برگردانده و منتشر شده چه كتابي بوده است، چون او خود در فرانسه آثار زيادي را به صورت پاورقي مينوشته و احتمالا از ميان آنها برخي مترجمان ايراني داستانهايي را انتخاب و ترجمه و در مجلههاي آن سالها منتشر ميكردهاند. اما به احتمال زياد با ترجمهاي كه ذبيحالله منصوري از «سه تفنگدار»ش انجام داد، اين نويسنده به خوانندگان فارسيزبان معرفي شد.
در اين ميان از آثار مهم او مي توان به «ژوزف بالسامو»، «لاله سياه»، «گودال جهنم»، «تبعيد شدگان»، «غرش توفان»، «قبل از توفان»، «كنت مونت كريستو»، «برج نسله»، «هنري سوم و دربارش» و تعداد بسياري نمايشنامه و داستان ديگر اشاره كرد.
او معروفترين كتابهايش يعني «سه تفنگدار» و «كنت مونت كريستو» را در طول دو سال نوشت كه طرح اوليه آنها با راهنمايي استاد تاريخش - «آگوست ماكوت» - بوده است.
الكساندر دوما همانند قهرمان داستانهايش، زندگي پرماجرايي داشته است. او روستازادهاي است كه پدرش از افسران ارتش ناپلئون بوده، هرچند كه از آن كنارهگيري ميكند. در انقلاب ژوئيه فرانسه شركت كرد و پس از ابتلا به و با در سال 1832 و رفتن به ايتاليا براي درمان توانست با ثروتي كه از فروش كتابها و آثارش نصيبش شده بود، در حومه پاريس قصهاي به نام «مونت كريستو» بنا كند. او هم تقريبا همانند بسياري ديگر از نويسندگان اروپايي بسيار خوشگذران بوده، بهطوريكه در سال 1851 از دست طلبكارانش ناچار به فرار ميشود و سپس دوباره به ايتاليا ميرود و در آنجا به حمايت از گاريبالدي و جريان استقلالطلبانه ايتاليا ميپردازد.
دوما كه لقب «سلطان پاريس» را به دنبال خود مي كشيد، درنهايت در پنجم دسامبر 1870 درگذشت. پسرش «الكساندر دومافيلذ» هم كه به كار نوشتن مشغول شد، بهعنوان معلم اخلاق هيچگاه شيوه زندگي پدرش را تاييد نكرد.
عباس پژمان - مترجم - درباره نگارش دوما و تاثيرش در داستان فرانسه قرن 19 در گفتوگويي به خبرنگار ايسنا توضيح داد: در قرن نوزدهم رمان از نوع رمانهاي دوما در فرانسه خيلي رونق داشت و واقعا مركز ادبيات داستاني فرانسه بود. تا قرن بيستم ما رمان را در دنيا ميتوانيم در سه شاخه تقسيمبندي كنيم: رمانهايي كه به داستانپردازي اهميت ميدهند، رمانهايي كه به روانشناسي و روحيات قهرمانها توجه دارند و ديگر رمانهايي كه به خود شگرد داستاننويسي اهميت ميدهند.
پژمان افزود: در فرانسه شاخه سوم، يعني رمانهايي كه به نويسندگي و زبان اهميت ميدهند، در كارهاي گوستاو فلوبر ديده ميشوند. شاخه دوم در آثار استاندال و رمانهايي كه به داستانپردازي و فضاي داستان اهميت ميدهند در آثار دوما ديده ميشوند. الكساندر دوما يك داستانپرداز كمنظير است و شبيه او چه قبل و چه بعد از خودش كم داريم. بهخصوص با آن حجم آثاري كه دوما دارد و همهشان فضاسازي خيلي قوي و تعليق دارند.
اين مترجم درباره تاثير اين داستاننويس در نويسندگان بعد از خود توضيح داد: متاسفانه رمان در قرن 20 و بعد از دوما كمتر به راه او رفت. در همان ابتدا در فرانسه، نويسندگان، داستان و داستانپردازي را از كارهاي خودشان كنار گذاشتند و شايد علت عمدهاش پيدايش رقيب قدرتمند براي ادبيات يعني سينما بود، چون كاري كه رمان در چند صفحه و گاهي در يك كتاب انجام ميداد، سينما در چند ثانيه انجام ميداد. پس رمان به راهي رفت كه سينما نتواند با آن رقابت كند و بيشتر دنبالهرو استاندال و فلوبر شد. اينگونه است كه تاثير دوما را در رمان بعد از او و بهويژه در قرن 20 كمتر ميبينيم.
عباس پژمان يادآور شد: البته در يكي دو دهه اخير باز رمان به داستان پردازي اهميت داده و شايد از راهي كه رفته بود، دچار كمي سرخوردگي شده است.
وي با تاييد اينكه برخورد خوانندگان با آثار دوما مثبت بوده است، گفت: «سه تفنگدار» او يكي از شاهكارهاي رمان دنياست و ما كمتر رماني را داريم كه اينقدر داستانپردازياش قوي باشد و پركشش و با يك زبان خوب كه طرحش چندان پيچيدگي ندارد، به گونهاي كه خواننده 10 جلد را راحت بخواند. در كشور ما هم اين اثر چه قبل و چه بعد از انقلاب خوانندگان زيادي داشت و خيليها شايد از طريق اين رمان يا آثار ديگري از اين دست بود كه به مطالعه ادبيات داستاني علاقهمند شدند؛ اين كتاب همچنان خواننده دارد، با اينكه نزديك 15 سال از چاپ اولش ميگذرد.
وي گفت: آثار دوما هم عامهپسندند و هم خاصپسند، اما اينطور نيست كه دوما را بياورم در رديف دانيل استيل قرار دهيم. او يكي از نويسندگان بزرگ دنياست كه ميتوانيم كار او را در رديف «هزار و يك شب» خودمان قرار دهيم كه هم ارزش ادبي دارد و هم خوانندگان عادي آنرا ميخوانند.
او درباره نوع نگارشها وارايه چنين آثاري در كشور خودمان اشاره كرد و گفت: در كشور ما هيچوقت رمان آنقدرها از داستانپردازي قهر نكرد، بنابراين هنوز زود است كه رمانمان به راههايي برود كه داستانپردازي را كنار بگذارد و تقريبا جز در كار عده معدودي هنوز اين اتفاق نيفتاده است.
پژمان در پايان با بيان اينكه در حال حاضرهنوز رمان نسبت به داستان كوتاه خواننده بيشتري دارد، متذكر شد: حتا الان تيراژ رمانها خيلي بيشتر از مجموعه داستانهاست؛ رمان تاثير بيشتري دارد و مدت بيشتري ذهن را درگير ميكند.
محمدرضا گودرزي - داستاننويس و منتقد ادبيات داستاني - هم در اظهارنظري درباره آثار دوما با اشاره به اينكه بين عامهپسند و مردمپسند تفاوت وجود دارد، عنوان كرد: بايد بين عامهپسندي و مردمپسندي فرق گذاشت كه به شمارگان و مخاطب گستردهتر اضافه ميكند، چون با اين تعبير، تولستوي هم مردمپسند ميشود، اما اصلا عامه پسند نيست. ولي آثار دوما هم مردمپسند است و هم مخاطب جدي دارد.
وي گفت: داستانهاي او جزو داستانهاي پرخواننده و مردمپسند است، به علت وجود تفاوت در بحث روايتشناسي بين توصيف و روايت. توصيف، حركت داستان را تند ميكند و كارهاي دوما بر روايت شتابان متكي است، يعني وقايع طوري گفته ميشوند كه ايجاد كشش و جذابيت ميكنند.
گودرزي اضافه كرد: برخي داستانهاي او در گروه داستان تاريخي ميگنجد، نه به معناي مطلق مستند اجتماعي، بلكه او از فضاي تاريخي سود ميبرد، كه اين خود در خواننده علاقه ايجاد ميكند.
وي در ادامه درباره خواندن آثار نويسندهاي نظير دوما كه نوشتههاي پرحجمي دارد، در زمان كنوني، گفت: زمان خوانش و فرصتي كه خواننده براي يك كتاب ميگذارد، روزبهروز كمتر ميشود. يعني اگر پنج سال پيش خيلي راحت «سه تفنگدار» خوانده ميشد، آيا الان كسي هست كه فرصت داشته باشد اين جلدها را بخواند؟
او افزود: رمان به نوعي شيوههايش پاسخگوي نياز جامعه است. اما هر چهقدر داستانهاي كوتاه و اينترنتي بهوجود ميآيند، خودبهخود آثار دوما ديگر پاسخگو نيستند.
گودرزي درباره اينكه اين مساله به معني پايان پذيرفتن سبك نويسندگاني چون دوما است، گفت: ايجاد جذابيت، عاملي است براي جذب خواننده. الان هم نويسندگاني هستند مثل يوسا كه رمان مهم مينويسند با ضرباهنگ تند ازجمله «جنگ آخرالزمان». آن سبك پايان نگرفته؛ وجود دارد، ولي آن حجيمنويسي چون ديگر موضوعيت ندارد، بايد در آثار كوتاهتر رعايت شود. دوران حجيمنويسي به پايان رسيده است. حتا قبلا تيراژ اينگونه آثار خيلي بالا بود، اما الان برخيهاشان در كتابفروشيها ماندهاند. هر چند كه انتشارشان قطع نشده است.
وي درباره خواندن آثار نويسندگاني از جمله دوما كه آيا ميتواند عامل ادامه مطالعه كتابهاي داستاني باشد، گفت: خواننده در ابتدا به سوي كتابهايي ميرود كه جذابيت داشته باشد و كارهاي انديشهيي كمتر ميخواند. خيليها علاقه به كتاب را با آثار دوما و ترجمههاي مرحوم منصوري شروع كردند و «سه تفنگدار» را كامل خواندند؛ هر چند مرحوم منصوري ظاهرا امانتدار خوبي در ترجمه نبوده، اما خيلي از ما در علاقهمان به كتاب خواندن مديون نثر جذاب او هستيم.
همچنين رضا سيدحسيني در گفتوگويي با خبرنگار ايسنا در پاسخ به اينكه آيا سبك نوشتاري دوما بعد از خودش ادامه پيدا كرد، گفت: اين سبك اصلا ادامه پيدا نكرد. ادبيات اگر رشدي كرده است، وراي دوما و بالاتر از اين حرفهاست. آنهايي كه مثل فلوبر، بالزاك و كمي هم زولا تاثيرگذار بودند، باعث رشد شدند. درغير اين صورت، دوما يك داستان تاريخي پرحادثه مينوشت، كه نظير آن هم هميشه نوشته ميشود، ولي كارهاي او، به معناي اخص، ادبيات شمرده نميشوند.
سيدحسيني افزود: در همان زمان دوما و بعد از او بهغير از نويسندگان بزرگي كه نام بردم، نويسندگان و شاعران رمانتيسم آلمان هم تاثيرگذار بودند.
وي در پايان با بيان اينكه بيشك دوما نويسندهاي عامهپسند بود، يادآور شد: البته با اين وجود آثارش ارزش ادبي هم دارند، چون عامهپسند بودن، دليل نداشتن ارزش ادبي نيست.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|