نمایش پست تنها
  #1116  
قدیمی 07-22-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


یك عمر فریب

روزی پسر بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا كشاورزی بود كه او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند) و گفت : مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی كه خدا به كاهن معبد دارد، خواهر كوچكم را قربانی كند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید ."

شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید كه زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره كرده بودندو كاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی كنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.
شیوانا به سراغ زن رفت و دید كه زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد كودكش را بكشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و بركت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد.
شیوانا از زن پرسید كه چرا دخترش را قربانی می كند. زن پاسخ داد كه كاهن معبد گفته است كه باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی كند، تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش بركت جاودانه ارزانی دارد.
شیوانا تبسمی كرد و گفت : " اما این دختر كه عزیزترین بخش وجود تو نیست. چون تصمیم به هلا كش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین كاهن معبد است كه به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بكشی. بت اعظم كه احمق نیست. او به تو گفته است كه باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای كاهن دخترت را قربانی كنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد ! "
زن لختی مكث كرد. دست و پای دخترك را باز كرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی كه چاقو را محكم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید.اماهیچ اثری از كاهن معبد نبود! می گویند از آن روز به بعد دیگر كسی كاهن معبد را در آن اطراف ندید!!
جمله روز : هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است.

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید