نمایش پست تنها
  #1133  
قدیمی 08-01-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


رادار چیست؟
واژهٔ «رادار» از حروف اول چند کلمهٔ انگلیسی به معنای آشکارسازی و فاصله یابی رادیویی درست شده‌است.

پس، رادار به دستگاهی می‌گویند که بتـواند وجـود چیزی را کشف و فاصله آن را نیز تعیین نماید. البته چنین کاری باید به وسیله امواج رادیویی انجام پذیرد تا بتوان نام آن دستگاه را رادار نهاد.


برای آشنایی با کار رادار بهتر است که آن را با یک چراغ قوه مقایسه کنیم.

مثلاً شما در جای تاریکی هستید و چراغ قوه‌ای هم در دست دارید. همین که آن را روشن می‌کنید می‌بینید امواج نور به صورت یک تابه، فضای تاریک را می‌شکافد و در جهتی متمرکز می‌شود که شما چراغ را به آن سو نگاه داشته‌اید. آیا می‌دانید در آن شب تار چه چیزی روی داده تا شما را قادر به دیدن کرده است؟

در زمانی کمتر از یک میلیونیم ثانیه، نور چراغ قوه شما به درخت یا جسم دیگری برخورد می‌کند، دوباره نور برمی گردد و به چشم شما می‌رسد. در این صورت شما قادر به دیدن آن‌ها می‌شوید. البته در آن منطقه درختان دیگر یا اجسام دیگری هم هستند، ولی چون تابه نور چراغ به آن‌ها نرسیده‌است، شما نمی‌توانید آن‌ها را هم ببینید.

دستگاه رادار نیز عیناً همین گونه کار می‌کند، با این تفاوت که به جای «امواج نور» که از چراغ قوه بر می‌خیزد، از رادار امواج رادیویی پخش می‌گردد. «امواج نور» را می‌توان با چشم دید، ولی «امواج رادیویی» نامرئی می‌باشند. موج نور و موج رادیویی هر دو از امواج برقاطیس به شمار می‌روند.


اختلاف امواج نور با امواج رادیویی، فقط در طول موجشان است. رادار امواج بسیار کوتاهی دارد که طولشان فقط به چند سانتی متر می‌رسد. از این رو آن‌ها را مایکرویو یعنی امواج بسیارکوتاه، می‌خوانند.


از آن جا که طول این دو نوع موج با هم فرق دارد؛ پس هر کدام به گونه‌ای خاص عمـل می‌کنند.


برای مثال، امواج رادیویی رادار از ابرهای نزدیک افق ما نیز عبور می‌کند، ولی امواج نور هرگز نه.


همچنین ما نمی‌توانیم با چشم، گوش یا سایر حواس خود و بدون به کار گرفتن دستـگاه خاصی امواج رادیویی را درک کنیم. اما نور را با چشم هم می‌توان دید. دانشمندان برای گرفتن امواج رادیویی به دستگاه مخصوصی نیاز دارند.


ضمناً با اندکی چرخاندن تابه رادار می‌توان وجود چیزهای دیگر را نیز که در اطراف آن جسـم قرار گرفته‌اند، دریافت.


زمان بازگـشت موج رادار با واحد یک میلیونیم ثانیه تعیین می‌شود. پس باید حساب کنیم و ببینیم که موج، پس از برخورد با جسم مورد نظر، در چه مدتی به سوی دستگاه رادار بازگشته‌است. با تعیین این مدت می‌توان فاصلهٔ مکانی آن جسم را نسبت به خودمان نیز محاسبه کنیم.


آیا به وسیلهٔ رادار می‌توان بزرگی یا کوچکی جسم را نیز تعیین کرد؟


بلی. زیرا هر چه جسم، بزرگ تر باشد؛ رادار امواج بیشتری را بازتاب می‌نماید.


رادار در راهنمایی هواپیماها و کشتی‌ها نقش مهمی بازی می‌کند. به وسیله رادار است که هواپیما یا کشتی غول پیکری راه خود را در میان ابر و مه به خوبی می‌یابد و از برخورد با موانع خطرناک به موقع می‌گریزد.



چگونه زیردریایی در زیر آب می‌ماند؟

اساس علمی کار زیردریایی بسیار ساده‌است.

این که می‌بینید زیردریایی به اعماق آب فرو می‌رود یا از ته دریا بالا می‌آید، بر یک مبنای بسیار ساده درست شده‌است.

بیشتر زیردریایی‌های امروزی دارای دو بدنه می‌باشند:


ـ بدنهٔ داخلی

- بدنهٔ خارجی
آن گاه، در میان این دو بدنه مخزن‌هایی به صورت «صدف» جای دارند که در آن‌ها آب یا هوا، برای سنگین یا سبک کردن وزن زیردریایی، پر می‌شود.

وقتی که زیردریایی، می‌خواهد در آب فرو رود؛ شیرهای بزرگ آن را باز می‌کنند، شیرهایی که به نام «کینگـستن» معروفند و در زیر مخزن‌ها قرار گرفته‌اند. بدین وسیله، آب وارد مخزن‌ها شده. در ضمن، هوای موجود در آن‌ها را از راه هواکش‌ها تخلیه می‌کند. این هوا کـش‌ها در بالای مخـزن‌ها قرارگرفته‌اند.


هنگامی که آب بدین گونه وارد مخزن‌ها شود، زیردریایی هم سنگین می‌شود و به اعماق آب فرو می‌رود. سپس وقتی که بخواهد از ته دریا بالا بیاید نخست هواکش‌ها را می‌بندند و با دستگاهی هوا را چنان با فشار وارد مخزن‌ها می‌کنند که آب درون آن‌ها از شیرهای «کینگـستن» دوباره بیـرون رانـده می‌شود. در این هنگام زیر دریایی سبک می‌شود و می‌تواند که به راحتی سر از زیر آب بیرون بیاورد. برای فرو بردن زیر دریایی به زیر آب یا برعکس، از چند سکان که افقی بر بدنه اش چسبیده‌اند، استفاده می‌شود.


اما هنگام حرکت به پیش مانند یک کشتی معمولی فقط با یک سکان هدایت می‌شود. در زیردریایی، اتاقک‌های متعددی به وسیلهٔ کشیدن تیغه‌هایی عمود بر هم، درست کرده‌اند. برای ورود و یا خروج از آن‌ها انسان، باید از میان درهای کیپ و زود جفت شونده‌ای، بگذرد. این درها بسـیار سریع بسته می‌شوند و طوری ساخته شده‌اند که هرگز آب نمی‌تواند از آن‌ها به داخل نفوذ کند.


افزون بر این‌ها، زیردریایی به چند دریچهٔ نجات و ریه‌های اطمینان مجهز است تا به هنگام بروز خطر، بتوان از آن‌ها استفاده کرد.


آیا زیردریایی چشم هم دارد؟


آری، زیرا اگر نداشت پس ناخدا چگونه می‌توانست ازحوادث بیرون آب آگاه شود. چشم زیردریایی پریسکوپ نام دارد. آن دارای لوله‌ای دراز می‌باشد که در بدنه زیردریایی جای داده شـده و به هنگام لزوم، طوری آن را در آب رها می‌کنند که سرش از سطح آب بیرون می‌آید.


سر «پریسکوپ» به چندین منشور مجهز است که به کمک آن‌ها شخصی که پایین لوله نشسته، خواهد توانست اشیایی را که بر سطح آب است، تماشا کند. با چرخاندن لوله «پریسکوپ» می‌توان افق دریا را زیر نظر گرفت.


زیر دریایی یک دستگاه گیرندهٔ صدا هم دارد که صدای کشتی‌ها را از مسافت دور گرفته، در ضمن مکانشان را هم تعیین می‌کند. علاوه بر این، به رادار نیز مجهز می‌باشد تا در کشف اجسام شناور بر سطح آب به کار آید.


در ۱۹۵۱ فرمان ساختن نخستین زیردریایی اتمی جهان صادر گردید و سپس آن را در ۲۱ ژوئیه ۱۹۵۵ به آب انداختند.


زیردریایی اتمی بیشتر از هر زیردریایی دیگری می‌تواند به اعماق آب فرو رود. این زیردریایی در عمق ۲۵۰ متر، تا ۴۰ هزار کیلومتر مسافت را می‌پیماید، بی آن که در این اثنا نیازی به لنـگر انـداختن داشته باشد.



آیا شیرینی پزی در قدیم هنر بود؟

امروزه انواع مختلف شیرینی‌ها در دسترس ما قرار دارد، و هر یک از ما نوعی از آن‌ها را بیـشتر دوست می‌داریم. چه بسا که هنگام خوردن شیرینی دلخواه خود این تصور به ذهنمان آید که شیرینی یکی از چیزهای لذت بخشی است که در عصر خود ما پدید آمده؟


ولی حقیقت این طور نیست، چه شیرینی پزی یکی از کهن ترین کشف‌های بشر بوده‌است. بیشتر مردم در قدیم چیزهایی داشتند که به عنوان شیرینی مصرفشان می‌کردند. حتی مصریان تصاویر و نبشته‌هایی درباره شیرینی و شیرینی پزی از روزگار باستان به یادگار نهاده‌اند.


در اروپا تا پیش از قرن ۱۷ شیرینی پزی به صورت یک هنر مستقل نبود. ولی از آن تاریخ به بعد، با وارد کردن مقدار بسیاری شکر از مستعمرات، شیرینی پزی به عنوان یک هنر مسـتقل مورد توجـه قرار گرفت. اکنون بیش از ۲۰۰۰ نوع شیرینی در جهان یافت می‌شود که یکی از متداول ترین آن‌ها در آمریکا شیرینی موسوم به مارشمالو می‌باشد. «مارشمالو» از به هم آمیختن این مواد تهیه می‌شود: شکر، نوعی گلوکز، سفیدهٔ تخم مرغ و کمی چاشنی ژلاتین، که این‌ها را خوب درهم می‌آمی‌زند و یک شیرینی پف کرده و سبک از آن به دست می‌آورند.


نوع سفید رنگ «مارشمالو» از همه بیشتر مرغوب است که لایه‌ای از شکر نیز روی آن را فرا گرفته‌است.


شیرینی‌های رایج دیگر در آمریکا عبارتند از: شیرینی بادام زمینی، مارشمالوی موزی و مارشمالوی تخم مرغی که در عید پاک فراوان یافت می‌شود. برخی از مارشمالوها را با رویه‌ای از شکلات و نارگیل برشته عرضه می‌کنند.


همان گونه که دیدید تمام این شیرینی‌ها را «مارشمالو» نام گذاری کرده‌اند. آیا می‌خواهید بدانید که این نام عجیب از کجا پیدا شده است؟


مالو درگیاه شناسی یعنی تیره پنیرکان که بیش از نُه هزار گیاه را شامل می‌شود: از درختان بزرگ گرفته تا بوته‌های کوچک و حتی از باب مثال پنبه نیز گیاهی از خانواده «پنیرکان» است.


مارشمالو یعنی «خطمی» که این گیاه نیز از تیرهٔ پنیرکان به شمار می‌رود. چون در قدیم از این گیاه، شیرینی تهیه می‌کردند امروزه نیز همین نام را به تعدادی از شیرینی‌های رایج در آمریکا داده‌اند.


تیره پنیـرکان گیاهان بسیار جالبی را شامل می‌شود. چه به راه‌های مختلفی می‌توان از آن‌ها استفاده کرد. از برخی از آنها الیاف و از برخی دیگر چسب تهیه می‌کنند. البته بعضی هایشان هم خوراکی هستند.


نوعی از پنیرکان دانه‌های بسیار خوشبویی دارند که از آن‌ها عطر می‌گیرند. برگ‌های یک نوع چینی آن‌ها به درد تهیه واکس سیاه برای کفش، می‌خورند.


بسـیاری از پنـیرکان گل‌های سفید، صورتی، زرد و قرمز رنگ دارند. برخی از این گل‌ها آن قدر درشتند که قطرشان به ۲۵ سانتی متر می‌رسد.


خطمی فرنگی و گل شارون نیز به تیره پنیرکان تعلق دارند.

در جزایر هاوایی انواع بسیار جالبی از این گیاهان یافت می‌شود، نوعی از آن‌ها همان است که در ساختن گردنبند گل معروف به لیس مورد استفاده‌است.


منبع:وبگاه شبکه آموزش سیما
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید