
08-02-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
لباسهای مردانه در طول تاریخ و عرض جغرافیا
لباس پوشیدن با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان در ارتباط است و میتوان آن را از دیدگاههای مختلفی از قبیل روانشناسی، اخلاق، اقتصاد، جامعهشناسی، مذهب، قانون، تاریخ و جغرافیا مورد مطالعه قرار داد.
لباس یك ابزار فرهنگی است و مانند فرهنگ در درجه اول برای رفع نیازهای بشر به وجود آمده است و مسلما با تغییر این نیازها نیز تغییر كرده است. مثلا زنان قشقایی با دامن بلند و پر چین كه پشت اسب نشستن را برای آنان راحت میکند و از تندبادهای خشن آنان را حفظ میكند، وقتی در مقام یك كارمند ظاهر می شوند لباسی سبكتر و راحت میپوشند. بعد از انقلاب نیز طبق نیاز جامعه پوشش زنان تغییر كرد. پوشش زنان چه چادر باشد و چه مقنعه و مانتو یا حتی شال و روسری، فارغ از اینكه واقعا آن را چگونه به كار میبرند، چیزی است كه سبك آن بومیسازی شده و مطابق فرهنگ ما است. چالشهایی كه وجود دارد در مورد نحوه به كار بردن آن است.
اما در مورد مردان باید گفت در ادارات، اماكن رسمی و شهرهای بزرگ اثری از لباسهای بومی سنتی و اصیل ایرانی دیده نمیشود و همان كت و شلواری كه در آمریكا و اروپا به تن میكنند در ایران نیز میپوشند. در حالی كه در برخی كشورها چون لیبی و پاكستان و افغانستان و برخی كشورهای آفریقایی پوششهای اصیل حتی در مراسم سطح بالا و مراودات سیاسی نیز بر تن دولتمردان دیده میشود. پس از انقلاب اسلامی نیز تغییر خاص و بارزی در شیوه پوشش مردان دیده نشده است. حتی كم كم لباسهای اندامی برای نشان دادن بهتر حاصل دست رنج جوانان بدنساز نیز در كشور رایج شده است. ورزشكاران نیز با همان لباسهای قبلی به كار خود مشغولند فارغ از اینكه این تصاویر از تلویزیون پخش میشود و بینندگانی از هر جنس و هر سن و سال آن را میبینند.
با دقتی كه در مورد پوشش زنان در جامعه وجود دارد، بانوان نیز كنجكاو هستند در مورد پوشش مردان و ضرورتها و تاریخچه تحولات آن بدانند. آنچه میخوانید تا حدی این كنجكاوی را برطرف میكند.
بینالنهرین، مهد پوشش
شاید اولین بار آدم و حوا بودند كه بعد از خوردن میوه ممنوعه ضرورت پوشش را درك كردند. از این كه بگذریم، میبینیم انسان از معدود موجودات ساكن خشكی است كه سرما و گرما را باید با بدن عریان و بدون پر یا پشم تحمل كند. پس پوست حیوانات دیگر، پر پرندگان و الیاف موجود در طبیعت جور این بیبضاعتی را میكشند.
قدیمیترین آثار صنعت نساجی را میتوان در آثار به دست آمده از بینالنهرین یافت. اصطلاح کنکس یا کوناکه kaunakes برای پارچههای پشمی در بینالنهرین رواج داشت و سومریان نیز که پایه و اساس صنعت نساجیشان پشم بافی و پشم ریسی بود و مدتها از پوست گوسفند برای تنپوش بلند خود استفاده میکردند، آنها را کنار گذاشته و کنکس را جایگزین آن نمودند. بر اساس قدیمیترین آثار سومریان کنکس به ظاهر دامنی بود به اندازه طول بدن. مردان بینالنهرین تن پوش را در خلاف جهت حرکت عقربههای ساعت و زنانشان در جهت عقربههای ساعت به دور بدنشان میپیچیدند.
فرانسویان ضمن حفاریهای شوش، لوحهای را کشف كردند كه در آن شرح پیروزی نارامسین و سپاهیان او بر لولوبیها، یکی از اقوام ساکن کوهستانهای مغرب ایران، نقش شده است. در این لوحه نارامسین دامنی کوتاه بر تن دارد و سایرین یعنی سپاهیانش دارای دامنی بلند هستند و حامل سلاحها و بیرق میباشند.
در کاوشهای سال 1902 میلادی، لوح سنگی قانون نامه حمورابی موسس سلسله بابلیان به دست آمده است. تنپوش شمش خداوند آفتاب در بالا تنه چسبان و ساده طراحی شده و در قسمت کمر به پایین از چندین دامن (شش دامن) که بر روی هم پوشیده شده تشکیل شده است. پوشش سر او نیز کلاه شاخدار مخصوص خدایان (در آن زمان) است. تن پوش حمورابی سادهتر و از یک دامن بلند چیندار که تا قوزک پا میرسد تشکیل یافته است. او کلاه مدوری بر سر دارد و پارچه نرمی که برای تن پوش به ویژه در بالاتنه به کار رفته عضلات و برجستگیهای بدن را بیشتر مینمایاند.
به گفته تاریخ تمدن ویل دورانت در مورد تن پوش بابلیان، لباس معمولی زن و مرد میانبندی از کتان سفید بود که تا نزدیک دو پا را میپوشاند و مردان بر این لباس مشترک قبا و عبایی میافزودند. مردان در دوره حمورابی عمامه به سر میگذاشتند و عمامه را در لوح سنگی حمورابی میتوان تشخیص داد.
«از دوران شکوهمندی سلطنت سناخریب، آشوربانی پال و سارگون دوم نقوش برجستهای پیدا شده که در موزه بریتانیا نگاهداری میشود؛ تعدادی از آنها دارای پوشش آشوری هستند که آستین یکسره کوتاه از جنس پشم یا کتان بوده و حالتی گشاد و آزاد داشته و دارای چینها و تاهایی بوده است؛ و دیگر، شالی حاشیهدار بود که در اندازههای بزرگ و کوچک بر روی کندیس انداخته می شد.»
پوشش را میتوان در چهار دوره دستهبندی كرد كه این چهار دوره تغییرات پوشش زنان و مردان را در بر میگیرد؛ هر چند استثناهایی نیز وجود داشته است.
لباس از همیشه تا امروز
دوره اول:
لباس در واقع از پیچیدن پارچه به دور بدن تشکیل میشد. لباسهای شانتی (Shenti) مصری که به صورت لنگ به دور کمر میپیچیدند، هیماسیون (Himation) یونانی که به صورت چادر شب استفاده میشد و پارنیو (Poreco) تاهیتی نیز که یک تکه پارچه به صورت لنگ بود، نمونه لباسهای این دوره هستند.
دوره دوم:
لباسهای دوخته یک پارچه از یک تکه پوست یا پارچه تشکیل میشد که این نوع لباس در وسط به صورت یک حلقه باز شده و از یک طرف بدن گذشته و بر روی شانه در طرف دیگر بدن قرار میگرفت؛ مانند پانچو (Poncho) و کفتان (Caftan) اسپانیایی.
دوره سوم:
در این دوره، لباسهای پوستی بیشتر مورد استفاده قرار میگرفت و به این صورت بود که این لباس به وسیله یک بند یا نوار چرمی به پا وصل میشد. این لباس در طول زمان تغییراتی بسیار کرد و به شلوار چادرنشینان و اسب سواران صحرانشین، چابک سواران و لباسهای پوستی اسکیموها تبدیل شد.
دوران تجدد:
لباسهای این دوره از ترکیب لباسهای سه دوره قبل به وجود آمد. در حالی که لباسهای این سه دوره هیچ کدام جانشین دیگری نبود و در طول زمان بر هم منطبق شدند. ولی در نقاط مختلف جهان از قدیمیترین روزگاران به وسیله افراد مختلف، شباهتهایی در آنها به وجود آمده است.
تفاوت كاربردی لباسهای زن و مرد
در تمامی اعصار لباس زن با مرد تفاوتهایی داشته است و اغلب زنان لباسهایی محافظتر و پوشیدهتر داشتند، زیرا در قبایل جنس آسیبپذیرتر و در معرض تهاجم به حساب میآمدند و باید آنها را مخفی نگه میداشتند.
اما لباسهای مردان خصوصا در مواقع خاص یا برهنهتر میشد تا با نشان دادن اندام مردانه و ورزیده دشمن یا رقیب را بترساند و یا مثل كاربرد پشم گربه كه در مواقع دعوا آن را پوش میدهد تا درشتتر و ترسناكتر جلوه كند، در لباسهای رزم یا لباس رییس قبیله از پوست حیوانات درنده و بزرگترین شكار شخص یا زرههای بزرگ و پوششهایی كه اندام را درشتتر از آنچه بود جلوه میداد استفاده میكردند.
نمونه بارز برهنگی مردان برای نمایش بدن در اولین دوره مسابقاتی كه در یونان و كوه المپ برپا شد و شركت كنندگان باید برهنه مسابقه میدادند ثبت شده است. در این برنامهها حضور بانوان موكدا ممنوع بود. در مواقع دیگر نمایش بدن و عضلات مردان در مواقع غیركاربردی مشاهده نمیشد. مثلا مردانی كه كشاورز بودند یا دامداری میكردند و در كار رزم نبودند معمولا پوشیدهتر و متفاوت لباس میپوشیدند.
پوشاک و آب و هوا
تغییرات اقلیمی یکی از عوامل مهم بروز تمدن، اختراعات و ابتکارات بشر است. برهنگی مردمان منطقه حاره كه رنگیزههای پوست تیرهشان آنان را از آسیب آفتاب در امان میداشت از همین عامل بر میخیزد. زیرا آنان به علت شرایط آب و هوایی خاص، دیرتر متوجه ضرورت استفاده از لباس شدهاند.
مردان منطقه سردسیر پوست برتن میكردند و گوناگونی كمتری در لباس داشتند؛ اما انسانهایی که در مناطق معتدل زندگی میکردند به علت تغییر هوا در فصول مختلف، مجبور به استفاده از لباس مناسب همان فصل بودهاند و بیشترین تنوع پوشش در این منطقهها دیده میشود. آب و هوای اروپا و آسیا به علت سردی و گرمی آن، سهم مهمی در تحول لباس در مناطق بینالنهرین و ایران داشته است. به طور مثال، لباس مردم هند هنوز به صورت دراپه باقیمانده و تغییر و تحول خاصی در آن به وجود نیامده است.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|