
08-12-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
تفريح و ورزش از نظر اسلام
كتاب: زندگى اجتماعى از ديدگاه اسلام،
نويسنده: دكتر احمد شلبى
ترجمه: دكتر سيد محمود اسداللهى
تفريح و سرگرمى سالم و ورزشى كه جسم و عقل را نشاط مى بخشد، از چيزهايى هستند كه براى انسان لازمند، و اصول ضرورى را در زندگى انسان تشكيل مى دهند، زيرا انسانى كه كار مى كند، حق اوست كه بازى كند، و آن كسى كه فعاليت مى كند، حق اوست كه تجديد قوى كند، و آن كسى كه زحمت مى كشد حق اوست كه استراحت كند.متخصصين علوم تربيتى مى گويند كه بازى كردن براى كار كردن مفيد است و آن كسى كه كار مى كند و بازى هم مى كند، نتيجه كارش بيشتر و بهتر است از كسى كه كار مى كند و بازى نمى كند.
اسلام دين فطرت است و به همين جهت اين تمايل را به رسميت شناخته و آنرا تأييد و تحكيم نموده است، و در حديث شريف آمده است: همانا براى پروردگارت بر گردن تو حقى است و براى جسمت هم بر تو حقى است و...پس به هر صاحب حقى، حق خودش را ادا كن.روايت شده كه اصحاب پيغمبر (ص) گفتند: يا رسول الله وقتى كه در نزد تو هستيم، تو بهشت و جهنم را براى ما چنان تعريف مى كنى كه گويى آنها را با چشم خود مى بينيم، و زمانى كه از نزد تو بيرون مى رويم، زنان و فرزندان و خانه خود، ما را سرگرم و به خود مشغول مى سازند و بسيارى چيزها را فراموش مى كنيم، پس آن حضرت فرمود: شما اگر به همان حال باشيد كه در نزد من هستيد، ملائكه در رختخواب و در بين راه با شما مصافحه مى كنند و لكن آن يكساعتى است و اين هم ساعتى ديگر، و اين را سه بار تكرار فرمودند.در يكى از مجالس پيغمبر (ص) كه آنرا براى تلاوت قرآن تشكيل مىدادند، يك نفر شاعر عرب جلو آمد و خواست قصيدهاى بخواند، پس ابو بكر گفت: آيا قرآن و شعر؟ پس رسول خدا (ص) فرمود: ساعتى از اين و ساعتى از آن (1) .و ابن عبدربه روايت مى كند كه رسول خدا (ص) به منزل حسان بن ثابت عبورشان افتاد، در حالى كه كنيزكى براى او آواز مى خواند: و هل على و يحكم*اذا لهوت من حرج يعنى: بر شما رحمت باد، آيا بر من اشكال است اگر كه آواز بخوانم؟ پس رسول خدا (ص) لبخندى زد و فرمود : اشكالى نيست.على بن ابيطالب (ع) گفته است: نيروى تازه ببخشيد ساعت به ساعت به دلهاى خود، زيرا قلب وقتى كه مجبور به كار شود كور مى گردد.ابو درداء گفت: همانا من با كمى سرگرمى، استراحت مى كنيم تا در انجام كار حق مرا كمك كند.
از جمله خوشمزگيها و سرگرميهاى سالم كه اسلام آنرا مباح دانسته، مزاح بدون ضرر است، براى اين كه مزاح دل را شاد و غم را از دل بر مى دارد، زيرا روايت شده كه پيغمبر (ص) پيوسته مىگفت: بار خدايا من بتو پناه مى برم از غم و اندوه، و آن حضرت مزاح مى فرمود : ولى جز حق چيزى نمى گفت.از رواياتى كه در اين باره نقل شده است كه پيرزنى نزد پيغمبر (ص) آمد وگفت: اى رسول خدا (ص) از خداوند تقاضا كن تا مرا به بهشت ببرد، پس آن حضرت فرمود: اى مادر، پيرزن داخل بهشت نمى شود، و آن زن مدتى آشفته و ناراحت شد ولى طولى نكشيد كه پيغمبر (ص) برايش توضيح داد كه: پير زن در حالى كه پير است داخل بهشت نمى شود، بلكه خداوند او را به صورت زن جوان و باكرهاى برمى گرداند و در حالى كه دختر و جوان است داخل بهشت مى گردد، و آن حضرت قول خداى تعالى را تلاوت كردند كه «همانا ما زنان را بنوعى خاص از خلقت آفريديم، پس آنان را دختران باكره و عاشق شوهرانشان و هم سن شوهرشان قرار داديم» (2)
و از داستانهاى خوشمزهاى كه پيغمبر (ص) را به خنده انداخت و كتابهاى حديث آنرا نقل كرده اند، داستانى است كه ابن ماجه ذكر مى كند و مى گويد: ابو بكر به قصد تجارت بيرون شد و نعيمان و سويبط بن حرمله كه هر دو از مجاهدين جنگ بدر بوده اند همراه او بودند .نعيمان داراى توشه راه بود و سويبط هم مردى بسيار مزاح بود، پس يك بار به نعيمان گفت : به من غذا بده، نعيمان مدتى او را معطل گذاشت و گفت: ترا عصبانى خواهم كرد، و ابو بكر از آن دو غافل بود، پس سويبط اين موضوع را از او در دل نگهداشت و سپس كاروان وارد محلهاى گرديد، سويبط به افراد آن محله گفت: بندهاى فروشى دارم آيا شما آنرا مى خريد؟ گفتند : آرى گفت: بنده من، شخص پرحرفى است و ادعا مى كند كه آزاد است، به حرف او گوش نكنيد و تسليم او به شما به عهده من خواهد بود، و اگر به حرف او گوش مى كنيد به سراغ مشترى ديگرى بروم، گفتند: اشكالى ندارد و ما به گفته تو اعتماد مى كنيم.پس او را در مقابل ده ناقه شتر جوان خريدند، و آمدند و به گردن نعيمان عمامه و يا ريسمانى گذاشتند.نعيمان گفت: من آزادم و بنده نيستم و اين مرد شما را مسخره مى كند، پس گفتند: ما مى دانيم كه تو اين ادعا را خواهى كرد و به حرفش گوش ندادند و او را بردند.پس موقعى كه ابو بكر آمد و داستان را فهميد، از اين تلافى سويبط نسبت به نعيمان كه به او غذا نداده بود، بسيار خنديد و نزد خريداران رفت و شتران را پس داد و نعيمان را برگردانيد.موقعى كه به مدينه برگشتند، ابو بكر اين داستان را براى رسول خدا (ص) و اصحابش تعريف كرد، و همگى مدت يك سال از اين ماجرا مى خنديدند و بعضى از صحابه هر وقت نعيمان را مى ديدند مى گفتند خدا را شكر براى سلامتى تو.نحوه آموزش كودكان از نوعى ورزش و شادى خالى نيست.از عمر بن الخطاب روايت شده كه: همانا پيامبر اكرم براى پدران از نحوه آموزش فرزندانشان را با اين گفتار تعيين فرموده كه: به فرزندان خود شنا و اسب سوارى بياموزيد و از ضرب المثلهاى رايج و شعر خوب آنان را سيراب سازيد. (3)
پى نوشتها:
1 ـ عبد الحى كتانى، التراتيب الادارية، ج 2، ص .123
2 ـ ترجمه سوره واقعه، آيه 35 ـ .37
3 ـ جاحظ، البيان و التبيين، ج 2، ص .
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|