نقل قول:
نوشته اصلی توسط yad
شاهدعهدشباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق ودیوانه شد
|
من خواب می دیدم همان خوابی که اورا دید / من خواب می بردم همان خوابی که اورا برد ..
محمد حسین بهرامیان
__________________
آدمی شده ام ک شب ها لواشک به دست بی هدف خیابان های شهرش را راه می رود؛ گاهی می ایستد. به آدم ها .. دیوار ها .. خیابان ها .. خیره می شود وُ دوباره راه می رود وَ نمی داند چرا راه می رود!
غزل/.
|