نخیر بچه ها جاشون نبود ..بقیه رو گذاشتیم تو ساکها ..الان شکوفه داشت جیغ می کشید ..بچه مون داشت خفه میشد اون عینک سبز هم من واسه شروین خریدم. .دیدم چشمای خشکلش داره اذیت میشه.... ولی هی غر میزنه چرا همه جا رو سبز میبینه بعد هم این اقایون دارن میرن ساحل منم یکی فرستادم واسه اینکه مواظب شون باشه خوبه میرم سراغ ترانه رشتی مون...ای دختر گیسو بلند خشکلی چه بانمک هووو ..عروس باید ...شاه دامادووو مهبا حواست باشه ..این غزل هوایت نکنه.. دفعه بعد نوبت ترنم که عروسش کنیم