سلام به همه دوستان خوبم دلم کلی برایتان تنگیده بود مسافرت بودم و 1ساعته رسیدم فردا شب دوباره میرم این دفه 8روزی نیستم از دستم راحتین الان که رسیدم خسته بودم اول سراغ کامپیوتر نیومدم ی کم دراز کشیدم دیدم نمیتونم و سریع خودم و رسوندم همه نوشته ها رو هم خوندم خوب اول از همه مینا جون مبارکه عجب اسم لطیفی خیلی خوشمله اول برام غریب بود ولی سریع عادت کردم کی آش میدی؟تا اسمتو به رسمیت بشناسیم؟ فرانک جان ایشالا شما هم اسم جدید میزاری من بخاطر این که کم روزه بگیرم این ماه رمضون هی رفتم سفر (کار پیش میومد) اما وقت عید دلم گرفت چون سربلند نبودم غزل جون کفش تو هم حکایتی شده ها من از بچگی دوس داشتم پسر باشم همچنان هم این حس ادامه دارد برای همین هیچ وقت کفش تق تقی نمی پوشیدم حتی یک بار هم کفش مامانم و پام نکردم همش کتونی و اسپرت ولی الان گاهی خانم میشم و می پوشم چون چاره ای نیست مهدی جان شما چطوری ؟چه خبرا ؟ مهبا برای لباست ناراحت شدم و من که خودم هیچ وقت خاطرات بد جنگ و از یاد نمیبرم ترنم شوهر چیه؟ بی خیال وای مادر این حرفا بده ها پشت سرمون حرف در میارن بچه ها امیدوارم همیشه خوش باشین همتون و دوست دارم امیدوارم عید براتون شادی بیاره و همش خبر خوب بشنوین