
09-03-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
مولانا در ديوان كبير خويش حالات روحي ورواني خود را مكررا به ني تشبيه كرده در اين موارد اين باور را كه ديابچه ي مثنوي و معنوي همانند تمامت ان شعري دورويه است تاييد مي كند در مي يابيم كه در ابيات مقدمه دو روند معنايي باهم پيش ميروند يعني معناي ظاهري كه توصيف ني به عنوان يكي از ساز هاي موسيقي است وديگري معناي باطني كه وصف روان خروشان شاعر است . در ابيات زير كه به بندي از ترجيعات مولانا تعلق دارد در نگر تا دورويگي معناي ني نامه سر اغاز مثنوي را پذيرفتار ايي.
من دم نزنم ليك دم نحن نفخنا
در من بدمد ناله رسد تا به ثريا
اين ناي تنم را چوببريدو تراشيد
از سوي نيستان عدم عز قعلا
دل يك سر ني بود ودهان سر دگر
ان سر زلب عشق همي بود شكرخا
چون ازدم او پرشد وز دولب او مست
تنگ امد مستانه براورد علالا
وله زمي ان دولب از كوه بنوشد
چون ريگ شود كوه ز اسيب تجلا
ني پرده يلب بود گر لب بگشايد
ني چرخ وفلك ماند و ني زيرونه بالا
اوازده اندر عدم اي ناي و نظر كن
صد ليلي ومجنون و دو صد وامق غذرا
انچه دورويي معناي ني نامه را به هم پيوند ميزند همانندي ميان ني چوپين و روان شعر است سراينده ي اين همانندي را كه به خودي خود نمي توان عقلا مارا به استنناجي رهنمون ايد اصل ميگيرد وبه ميانجي ان استدلال ميكند يعن ميتوان گفت كه چنين نتيجه ميگيرد كه همان گونه كه ني پس از جداشدن از نيستان ناليدن اغاز مي نهد واين فرياد شكايت اگين تا بازگشت دوباره به خاك كه احيانا با اوست روان ادميزاد و روان خود او پس از جداشدن از عالم غيب وبه زندان افتادن در بند كالبد همواره در خروشض خواهد بود تا ديگر بار با باز گشتن به عدم خاموشي پذيرد
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|