نمایش پست تنها
  #1399  
قدیمی 09-03-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

نامه‌ی خاقان
کم پیش می‌آید خواندن نامه‌ای آدم را این‌قدر بر سر شوق بیاورد که بخواهد بالفور همه‌ی دوستان را در خواندن آن شریک کند؛ چه رسد که از تاریخ نوشتن نامه حدود دویست سال گذشته و نویسنده (یا تقریر کننده)ی آن هم کمابیش یکی از بدنام‌ترین پادشاهان ایران باشد.
اما راستش را بخواهید، وقتی این نامه‌ی فتحعلی‌ شاه قاجار را خواندم، یک لحظه خودم را جای او تصور کردم.۱ فرض کنید سال ۱۱۷۶ خورشیدی باشد، تو هم جوان ۲۵ ساله‌ای باشی، آن وقت عموی بزرگوارت که تازه ۱۵ سال است به‌ضرب شمشیر خون‌آلوده‌اش سلسله‌ای پادشاهی تاسیس کرده است، به‌دست غلامانش کاردآگین شود و شاهینِ شاهی بنشیند بر شانه‌ات. کی؟ به‌قول امروزی‌ها در «برهه‌ای حساس»!۲ در برهه‌ای که از یک طرف انگلستان هند را فروبلعیده و در کارِ سرکشیدن خلیج پارس باشد، از دیگرسو «بناپارت نامِ کافری» از بلاد فرانسه دعوی اسکندری کند و از جانب سوم روسیه‌ی تزاری در گسترش امپراتوری خود دست تظاول به سرزمین‌های کوچک همسایه گشوده باشد تا ۲۰۰ سال بعد میخائیل گورباچف ناخلف همه‌ی جماهیر مسخر کرده‌ی نیاکان را به‌یک‌باره پس بدهد. از وقتی این نامه در اینترنت منتشر شده هر کسی دستش رسیده یک‌جوری نویسنده‌ی بی‌نوایش را دست انداخته و با بعضی روسای جمهور



معاصر مقایسه کرده است. اما شما خودتان بخوانید و ببینید اگر جای او بودید، جور دیگر می‌نوشتید؟
این نامه با عنوان «نامه‌ی تاریخی فتحعلی‌ شاه قاجار به سفیر ایران در استانبول» منتشر شده و ماخذ آن روزنامه‌ی «باختر امروز» (سال دو، شماره‌ی ۱۷) ذکر شده است.۳ من دسترسی به منبع اصلی ندارم و نمی‌دانم سال نوشتن نامه کی و مخاطبش کدام سفیر ایرانی بوده و اصلاً سندیتش کاملاً محرز هست یا نه. امیدوارم اگر شما اطلاعات بیشتری دارید، کامنت بگذارید. فقط این را عرض کنم که رسم‌الخط نامه را امروزی کرده‌ام و پرانتزها هم از من است:

نامه‌ی تاریخی فتحعلی‌ شاه قاجار به سفیر ایران در استانبول
اولاً بر ذمت همت تو لازم است که به‌درستی تحقیق کنی که وسعت ملک فرنگستان (اروپا) چقدر است؟ کسی به نام پادشاه فرنگ هست یا نه؟ و در صورت بودن، پایتختش کجاست؟
ثانیاً فرنگستان عبارت است از چند ایل شهرنشین؟ خوانین و سرکردگان ایشان کیان‌اند؟
ثالثاً در باب فرانسه غور و بررسی خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر دارد؟ بناپارت نامِ کافری که خود را پادشاه فرانسه می‌داند، کیست و چه‌کاره است؟
رابعاً در باب انگلستان تحقیق جداگانه و علی‌حده بکن و ببین اینان که در سایه‌ی ماهوت و قلم‌تراش این‌همه شهرت پیدا کرده‌اند، از چه قماش مردم و از چه قبیل قوم‌اند؟ این‌که می‌گویند در جزیره‌‌ای ساکن‌اند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت غالب‌شان ماهی است، راست است یا نه؟ اگر راست باشد، چطور می‌شود که یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟ پس از آن در حل این مساله که این‌همه در ایران در دهن‌ها افتاده است، صرف مساعی و اقدام بنما و لیک (نیک؟) بفهم که در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزیی از انگلستان است یا انگلستان جزیی از لندن؟
خامساً به علم‌الیقین تحقیق بکن که کمپانی هند که این‌همه مورد مباحثه و گفت‌وگو است با انگلستان چه رابطه‌ای دارد؟ و بنا باشهر اقوال، عبارت ‌است از یک پیر‌زن و بالعی ) قول بعضهم (چنان‌که بعضی می‌گویند) مرکب است از چند پیر‌زن؟ آیا راست است که «مرغریت» (مارگاریت) یعنی خداوند تاتاران زنده و جاوید است و او را مرگ نیست یا این‌که فناپذیر است؟ همچنین در باب این دولت لاینفهم انگلستان با دقت تمام وارسی نموده بدان که چگونه حکمرانی است و صورت حکمران او چیست؟
سادساً از روی قطع و یقین غور و بررسی حالت ینگه دنیا (آمریکا) را نموده و در این باب سر مویی فرونگذار .
سابعاً و بلکه اخیراً تاریخ فرنگستان را بنویس و در مقام تفحص و تجسس آن برآی که اسلم شقوق (درست‌ترین گزینه) و احسن طریق (بهترین راه) برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک)
کدام است؟

بنده همین‌جا به‌نیابت از همه‌ی شما بر صداقت خاقان مغفور درود می‌فرستم. خب نمی‌دانسته دیگر، جرم که نکرده! بهتر از آن‌هایی است که نمی‌دانند و صاف زل می‌زنند توی چشم بینندگان محترم و می‌گویند روی این موضوع n هزار «نفر-ساعت» کار کارشناسی کرده‌ایم یا به‌قول ریاست محترم متروی تهران: «از صفر تا صدش را بلدم!» اتفاقاً خاقان مغفور این‌جا خیلی هوشمند می‌نماید؛ فهمیده دیگر ترکمان و ازبک و عثمانی بازیگران سیاسی منطقه نیستند و باید در باب ژئوپلتیک فرنگستان تحقیق کرد و حتی دورتر از آن، حالت ینگه دنیا هم غور و بررسی می‌خواهد.
هر چه می‌خواهید به فتحعلی‌ شاه مرحوم بگویید؛ هر چقدر می‌خواهید به معلوماتش بخندید، اما خدا وکیلی همه‌ی شما خوانندگان محترم الان می‌دانید فرنگستان عبارت است از چند ایل شهرنشین، و خوانین و سرکردگان ایشان کیان‌اند!؟ (همین شما خوانندگان محترم را عرض کردم، وگرنه سیاستمداران ما که همه از آکسفورد دکترا دارند.)

پ. ن: می‌دانم خیلی از دوستانی که لطفی داشتند و گاه به این‌جا سر می‌زدند، غیبت طولانی کاتب این سطور را حمل بر تنبلی و بی‌مبالاتی او کرده و از خیر (یا شر)ش گذشته‌اند. البته حق دارند ولی واقع قضیه «گرفتاری» کاتب مذکور به‌معنی دقیق کلمه بوده است. توضیح این‌که از اسفند گذشته این‌جانب علاوه بر مسوولیت «پزشکان گیل»، مدیریت اجرایی «هدیه‌ی مهر» را هم برعهده گرفته‌ام که ماهنامه‌ای دیگری است که در حوزه‌ی سلامت اما برای مخاطب عام منتشر می‌شود. همزمان و به‌طور پارادوکسیکال برای فرار از گرداب روزنامه‌نگاری در حال تهیه‌ی مقدمات «مرکز درمان سوءمصرف مواد»ی هم هستم که موافقت اصولی‌اش صادر شده و قاعدتاً باید در همین دو سه هفته‌ی آینده راه‌اندازی شود. اگر می‌خواهید برایم دعا کنید، لطفاً «عاقبت به‌خیری» باشد!
۱٫ بددلان گمان بد نبرند. از آن‌جا که بانوان محترم، به‌ویژه همسر گرامی خودم، نیز این یادداشت را می‌خوانند، تصریح کنم فقط در همین یک مورد خودم را جای او گذاشتم؛ بقیه‌ی افعال و اقوالش، علی‌الخصوص قدری زیاده‌روی‌اش در تعدد ازواج، گردن خودش.
۲٫ به‌قول رشتی‌ها «بلاوارث»
این برهه از وقتی ما شنیده‌ و خوانده‌ایم همیشه حساس بوده، حساس هست و لابد حساس باقی خواهد ماند. (ر. ک: «این برهه‌ی همیشه حساس» از دکتر امید زرگری در ش ۸۹ «پزشکان گیل».)
۳٫ «باختر امروز» روزنامه‌ای بود که دکتر سیدحسین فاطمی، وزیر خارجه‌ی شجاع دکتر مصدق، در فاصله‌ی ۸ مرداد ۱۳۲۸ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (با احتساب چند دوره توقیف) در تهران منتشر می‌کرد. در روزهای اخیر به‌مناسبت درگذشت غم‌انگیز سیامک پورزند که آن سال‌ها از خبرنگاران جوان آن روزنامه بود، اسم این روزنامه دوباره سر زبان‌ها افتاده است.


__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید