نمایش پست تنها
  #1434  
قدیمی 09-09-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



شرح داستان شيخ صنعان
عبادت نيز نبايد موجب غرور شود.

سرگذشت شيخ صنعان براي اولين بار در ادبيات ايران در منطق الطير شيخ فريد‌الدين عطار نيشابوري آمده و آن طويلترين و دل‌آويزترين داستاني است كه در آن كتاب سروده شده است . قهرمان آن داستان ، پيري است فرتوت به نام شيخ صنعان كه پس از سالها عبادت و تقوي و پنجاه سال اعتكاف در كعبه و رسيدن به مقام كشف و شهود و داشتن چهار صد مريد سالك ، شبي در خواب مي بيند بتي را در ديار روم سجده مي كند:

شيخ صنعان براي درك تعبير آن با مريدان بسوي روم رفت و اتفاقاً به دختري ترسا دل بست و از شريعت و طريقت بگسست و بجاي خانه كعبه ، اين بار معتكف كوي يار شد .
پند مريدان سودي نبخشيد و شيخ را در حال خود رها ساختند . دختر از حال شيخ آگاه گشت و چون ناله‌ها و زاري‌هاي او بشنيد او را گفت كه اگر در عشق استواري ، بايد چهار كار اختيار كني : 1- سجده بر بت آري 2ـ قرآن بسوزي 3- خمر بنوشي 4ـ ديده از ايمان بدوزي .
شيخ خمر بنوشيد و از سرمستي آن سه كار ديگر نيز بكرد و زنار بست و به دير نشست.
جمله ياران از وي روي گردان شده و باز گشتند و شيخ چون چيزي نداشت ناچار شد براي كابين دختر مدت يك سال خوك‌باني كند .
شيخ در عشق دختر رسواي عالم شد، يكي از مريدان او در هنگام رفتن او به ديار روم غايب بود، چون باز‌آمد و از ماجراي او آگاه شد ديگر مريدان را ملامت كرد كه چرا شيخ خود را در روم تنها گذاشتيد ، اين رسم حق شناسي و وفاداري نيست و به اصرار او مريدان بسوي روم آمدند و همه چهل شبانه روز معتكف بنشستند و بناله و زاري پرداختند تا خداوند دري از رحمت بگشايد و بر حال شيخ به بخشايد و او را از اين گمراهي برهاند.

پس از چهل شب آن مريد پاكباز، محمد مصطفي (ص) را بخواب ديد كه فرمود از دير گاه غباري بس سياه در ميان شيخ و حق بود و من آن غبار ظلمت را به شبنم شفاعت فرونشاندم ، مريد نيك نفس پس از بيداري نزد شيخ رفت تا خواب و تعبير آنرا به شيخ بازگو كند ولي در اين وقت بود كه حجاب ضلالت از برابر شيخ به يكسو رفت و دگر باره نور معرفت جايگزين آن شد.
در اين داستان دختر ترسا بعد از آن در اثر خوابي كه ديد مسلمان و شيخ ، اسلام بر وي عرضه نمود، پس از مسلمان شدن ، دختر از گناه پاك شده بلافاصله جان به جان آفرين تسليم كرد.
اينكه شيخ صنعان كه بوده است و آثار وجودي افسانه‌اي يا حقيقي است، موضوعي است كه درباره آن سخن‌ها گفته‌اند و حتي اشاره به آنها هم از حوصله اين مقدمه خارج است.
هدف شيخ از داستان شيخ صنعان، بيان مقاصد اخلاقي و عرفاني است. ترس و خشيتي است كه صوفيه از سوء عاقبت داشته‌اند و البته اين ترس و دغدغه سبب زهد و خشيت مي‌شده است. عطار با طرح داستان شيخ صنعان اين نكته را متذكر شده است كه اوليا نيز از سوء عاقبت در امان نبوده‌اند
والمخلصون علي خطر عظيم.
داستان شيخ صنعان يك داستان رمزي است. سرگذشت روح پاكي است كه از دنياي جان به عالم ماده مي‌آيد و درآنجا گرفتار تعلقات مي‌گردد. به همه چيز آلوده مي‌شود و به هر گناه دست مي‌زند، حتي اصل و گوهر آسماني خود را فراموش مي‌كند و به آلايشهاي مادي انس مي‌گيرد. اما جذبه غيبي او را سرانجام در مي‌ربايد. او را به مقر علوي، به دنياي صفا و پاكي مي‌برد و نجات مي‌دهد‌… شيخ صنعان روح پاكي است كه به دنياي اسلام، دنياي نور و صفا تعلق دارد اما عشق جسماني ـ عشق يك دختر ـ او را به دنياي ترسايي، دنياي ماده و گناه، دنياي شرابخواري و خوكباني مي‌كشاند. و به دام تعلقات مي‌اندازد. آنجا اصل خود را مسلماني خود را، و حتي شيخي خود را فراموش مي‌كند اما اگر او همه چيز را فراموش كرده است عنايت ايزدي او را فراموش نمي‌كند، به ياري او مي‌شتابد، او را از خود مي‌ربايد و باز به ديار… يار روشني و صفا ـ ميبخشد و او را عاقبت بخير مي‌كند.


__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید