نمایش پست تنها
  #1546  
قدیمی 09-29-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

نتيجه گيري

شرلوک هلمز ، کارآگاه معروف ، و هم کارش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند .

نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و به آسمان نگريست . بعد واتسون را بيدار کرد و گفت : " نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟ " واتسون گفت :" ميليون ها ستاره مي بينم ".

هلمز گفت : " و چه نتيجه اي مي گيري؟ " واتسون گفت : " از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم که خداوند بزرگ است و ما چه قدر در اين دنيا حقيريم . از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم که زهره در برج مشتري است ، پس بايد اوايل تابستان باشد . از لحاظ فيزيکي نتيجه مي گيرم که مريخ در محاذات قطب است ، پس بايد ساعت حدود سه نيمه شب باشد "

شرلوک هلمز چند لحظه به واتسون نگاه کرد و گفت : " واتسون ! تو احمقي بيش نيستي ! نتيجه ي اول و مهمي که بايد بگيري اين است که چادر ما را دزديده اند "
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید