
10-06-2011
|
 |
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان 
|
|
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681
5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
سلام به همه
خوبین خوشین سلامتین؟
بزارین براتون از امروز بگم چه خبر بود
امروز با این که صبح با سر درد از خواب بیدار شدم (این میگرن چند روزه داره اذیتم میکنه)ولی یواش یواش روز خوبی برام بود
صبح پارسا تا از خواب بیدار شد بخاطر قولی که دیشب بهش داده بودم بردمش خونه مامانم و بعد رفتم بانک ی سری از کارامو انجام دادم اومدم خونه دیدم مهمون داریم و ناهار با هم خوردیم و خوشبختانه مهمونام زود رفتن و اما.....
من معمولا" نباید بعد ازظهر بخوابم چون بعد که بیدار میشم خیلی بد اخلاق میشم و اصلا" هم دست خودم نیست ولی ساعت 4خیلی خوابم گرفت و همسرم هم خواب بود وسوسه شدم و خوابیدم و چشمتون روز بد نبینه ساعت 6 بیدار شدم خیلی حالم بد بود
و ی چایی خوردم و نشسته بودم که امیر (همسر گرامی)گفت بریم قدم بزنیم حدود 1ساعت گفت تا بالاخره از خر شیطون پیاده شدم و با بی میلی حاضر شدم و رفتیم ولی وقتی رفتم فهمیدم چقدر خوب شد که اومدم بیرون هوا خیلی عالی بود خلاصه کلی قدم زدیم و بعد هم رفتیم شام خوردیم و اومدیم خونه و منم کلی سرحال شدم بعضی وقتا ی کارایی خیلی خوبه شاید کار عادی باشه ولی خیلی تو روحیه تاثیر داره
بعضی وقتا خوبه 2نفری به یاد قدیما
خلاصه حالم الان خیلی خوبه
هوای تهران خیلی عالیه جون میده برای پیاده روی ما هم متاسفانه همش عادت کردیم با ماشین بریم جایی و این ترک عادت امشب برای من خیلی خوب بود
امیدوارم همگی خوش باشین
مثل همیشه دوستون دارم
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|